با اصل ۹۰ به ۱۰ زندگی تان را متحول کنید

۱۹ ۱۲ ۱۳۸۷

متن انگلیسی این مطلب برای من ایمیل شده بود. به نظرم جالب اومد و ترجمه آن را هم جای دیگری به فارسی پیدا نکردم. پس خودم ترجمه کردم و البته یه چیز هایی هم بهش اضافه کردم.

نمی دونم باید یادآوری کنم یا نه ولی این از همان «این جور مطالب» است. قبل از اینکه بخواهید اصل 90 به 10 را بخوانید باید بدانید که این اصل تمامآ مربوط به عکس العمل شما نسبت به اتفاق های مختلف است. اینکه این اصل زندگی شما را متحول خواهد کرد یا نه به عکس العمل شما نسبت به این مطلب مربوط می شود. اگر به چشم «یک مزخرف دیگه» بهش نگاه کنید قطعآ عمل نخواهد کرد ، البته من هم از شما نمی خواهم بدون تفکر قبولش کنید فقط قبل از اینکه فراموشش کنید با ذهن باز و بی طرف درباره اش فکر کنید و چند بار امتحانش کنید.

اصلآ چی هست این 90 به 10؟

این اصل میگه 10 درصد زندگی خارج از کنترل ولی 90 درصد آن تحت کنترل ما است و خوب یا بد بودن آن به عکس العمل ما مربوط می شود. تاخیر ساعت پرواز هواپیما ، خراب شدن ماشین یا فوت یکی نزدیکان مان دست ما نیست ، ما روی این 10 درصد کنترلی نداریم ولی 90 درصد باقی متفاوت است! ما می تونیم تصمیم بگیریم که چطوری باشه. چطوری؟ با عکس العمل هامون.

نگذارید مردم روی زندگی شما تاثیر منفی بگذارند ، هنز عکس العمل می تواند بدترین شرایط را به بهترین شرایط تبدیل کند. بگذارید یک مثال بزنم:

سر میز صبحانه نشسته اید که یکدفعه دست دختر کوچک تان به لیوان چای می خوره و همش میریزه روی لباس شما. چیزی که اتفاق افتاده ابدآ تحت کنترل شما نبوده.

اما کاری که شما بعد از افتادن این اتفاق می کنید همه چیز را مشخص می کند!

شما قاطی می کنید! با عصبانیت سر دخترتان داد می زنید. او شروع به گریه کردن می کند. حالا با خشم همسرتان را به خاطر گذاشتن لیوان چای روی لبه میز دعوا می کنید و با عجله می روید بالا و لباس تان را عوض می کنید و بر می گردید پایین. اما می بینید دخترتان به خاطر گریه کردن نتوانسته صبحانه اش را تمام کند و برای مدرسه رفتن آماده شود. سرویس دخترتان می رود!

همسرتان باید سریع برود سر کار ، شما ماشین را بر می دارید تا دخترتان را به مدرسه برسانید. چون عجله دارید جایی که باید با سرعت 60 کیلومتر در ساعت حرکت کنید با سرعت 90 رانندگی می کنید. شما بعد از هدر دادن 35 هزار تومان برای جریمه سرعت غیرمجاز با 15 دقیقه تاخیر به مدرسه می رسید. دخترتان با عجله بدون خداحافظی به طرف در می دود.

با نیم ساعت تاخیر می رسید به محل کارتان اما می بینید کیف تان را فراموش کرده اید! روز شما به گند کشیده شده! و همینطور بیشتر به گند کشیده می شود!

بالاخره با خستگی بر می گردید خانه و بدیهی است که جو خانه مثل هر روز نیست و همسر و دخترتان از شما دلخور هستند و هر سه تای تان روز بدی داشته اید.

چرا؟ به خاطر عکس العمل شما هنگام صبحانه خوردن.

چرا شما روز افتضاحی داشتید؟

الف) تقصیر چای بود؟
ب) تقصیر دختر تان بود؟
پ)  تقصیر پلیس بود؟
ت) تقصیر خودتان بود؟

جواب قطعآ «ت» است. ریختن چای تقصیر شما نبود اما عکس العمل شما به ریختن چای تنها در همان پنج ثانیه روز شما رو خراب کرد.

حالا ببینید این روز می توانست چطوری باشه:

چای می ریزه روی شما. دخترتان خیلی ناراحت می شود.

شما می گویید «عیبی نداره عزیزم ، دفعه بعدی حواستو بیشتر جمع کن»

حوله را از روی صندلی بر می دارید و سریع می روید بالا ، پیراهن دیگه ای می پوشید و کیف تان را بر می دارید و سریع میایید پایین ، در همین لحظه دخترتان را از پنجره می بینید که سوار سرویس شد و برای شما دست تکان داد.

شما پنج دقیقه زود به کار تان می رسید ، به همکاران تان سلام می کنید و با نشاط و انرژی روی کار تان تمرکز می کنید.

دو سناریو مختلف ، شروع های یکسان ، پایان های خیلی متفاوت!

چرا؟ به خاطر عکس العمل شما!

اجازه ندهید اتفاق های مختلف روز و زندگی شما را مختل کند چون هر عکس العمل اشتباه می تواند ضرر زیادی به همراه داشته باشد.

به شما می گویند شاید از کارتان اخراج شوید؟

به جای اینکه عزا بگیرید و بی خواب بشید و استرس بگیرید دنبال یک کار تازه باشید. قبول دارم وقتی واقعآ این موضوع پیش بیاد کار سختیه و نمیشه فقط راجع به یه چیزی حرف زد ولی سعی تان را بکنید. خواهید دید که قوی تر و قوی تر می شوید.

هواپیما تاخیر داره؟ برنامه کاری تان را به هم زده؟

به جای فحش دادن به زمین و زمان و اخم کردن به مهمان دار ها از وقت تان برای یاد گرفتن چیز های تازه یا شناختن بقیه مسافر ها استفاده کنید. گاهی این کار ها که به نظر مسخره می آیند (مثلآ شناختن سایر مسافر ها هنگام تاخیر هواپیما) زندگی تان را طوری متحول می کنند که خودتان باورتان نمی شود. فرصت های خوب همیشه آن لحظه که انتظار دارید سر راهتان نمی آیند گاهی باید خودتان ماجرا جو باشید و آنها را پیدا کنید.

عصبانی بودن و از روی عصبانیت رفتار کردن همه چیز را بدتر می کند. مثالش را به خوبی می دانید!

حالا اصل 90 به 10 را به خوبی شناخته اید ، کاری که باید بکنید این است که با بستن این صفحه آن را از یاد نبرید و آن را در موقعیت های واقعی در زندگی تان به کار بگیرید. فقط یک بار امتحان کنید ، مثلآ در یک جر و بحث سعی کنید مثل مثال بالا همه چیز را به طرز مثبت تغییر دهید و اگر همه چیز خوب پیش رفت عین این پست فکر کنید که اگر این کار را نمی کردید چه اتفاق هایی می توانست بیفتد.

مداد سیاهی که من دارم می تواند اثر های چند صد هزار دلاری خلق کند اما من نمی توانم! بستگی داره کی چطوری ازش استفاده کنه.
اصل 90 به 10 و امثال آن می تواند بدترین زندگی ها را به بهترین زندگی ها تبدیل کند. باز هم بستگی داره کی چطوری ازش استفاده کنه.

عکس العمل شما نسبت به این پست چیه؟ ممکنه به اشتراک گذاشتنش با دوستان تان زندگی آنها را متحول یا حداقل خوشحال شان کند. همچنین نظرتان نویسنده را!



داستان یک «مشترک گرامی» و یک سو تفاهم بامزه

۱۷ ۱۲ ۱۳۸۷

فیدبرنر که مسولیت فرستادن مطالب تازه به مشترکان زنگوله را بر عهده داره یک مشکلی که داره اینه که کل مطلب را مستقیمآ از فید به ایمیل مشترک ارسال می کنه یعنی انگار مشترک شما فیدتان را از توی ایمیل بخواند. این موضوع تا وقتی مطالب انگلیسی بنویسید مشکلی ایجاد نمی کند اما وقتی مطلب فارسی باشد پست به صورت چپ به راست دیده می شود و ظاهر شلوغ و به هم ریخته ای پیدا می کند که کاربر را تشویق به خواندن نمی کند.

من ترجیح می دهم فقط لینک مطالب جدید به ایمیل مشترکین ارسال شود ولی فعلآ که اینطوری نیست هم پیشنهاد می کنم فقط روی تیتر مطلب کلیک کنید تا مطلب را تر و تمیز در خود سایت ببینید.

همونطور که می دونید تیتر مطلب قبلی زنگوله «مشترک گرامی در دیزی بازه ، حیای گربه کجا رفته؟» بود. چند روز پیش به طور کاملآ اتفاقی یک Reply از طرف یکی از مشترکان ایمیلی زنگوله دیدم.  ( وقتی کسی ایمیلی که از طرف فید برنر میاد را ریپلای کنه) چون این ایمیل ها وارد اینباکس من نمی شوند و من عمومآ اصلا نمی بینمشان.

ایمیل را باز کردم و دیدم نوشته شده:

منظور شما از اینکه برای من نوشته اید «مشترک گرامی در دیزی بازه ، حیای گربه کجا رفته؟» چیه؟ من مکاتبه ای با شما نداشته ام! اگر فکر می کنید مزاحم شما هستم من را از لیست حذف کنید.

اول دو زاریم نمی افتاد که چه اتفاقی افتاده بعد یک دفعه فهمیدم ایشون با دیدن تیتر مطلب که همان «مشترک گرامی در دیزی بازه ، حیای گربه کجا رفته؟» بود اشتباهآ فکر کرده اند که من این متن را فقط برای ایشون ارسال کرده ام و به ادامه مطلب هم توجه نکرده بودند که متوجه شوند این فقط یک پست است که برای همه ارسال شده.

تازه فهمیدم چه سو تفاهم جالبی پیش اومده و از یه طرف هم خندم گرفته بود چون نمی تونستم خودمو تصور کنم که همچین متنی را برای یکی از مشترکین زنگوله فرستاده باشم. یعنی منظورم اینه که اگر یه موقعی یکی از مشترکین کاری کرده باشه که من بخوام ازشون گله کنم هیچ وقت نمیام یک خط بنویسم «مشترک گرامی در دیزی بازه ، حیای گربه کجا رفته؟»

من هم سریعآ یک ایمیل به آقا مهدی عزیز زدم و ماجرای سو تفاهم را برایشان نوشتم. خوشبختانه سو تفاهم رفع شد و ایشون لطف کردند به من اجازه دادند که این ماجرا را برای شما هم بنویسم.

پ.ن: مشترکین ایمیلی عزیز لطفآ اگر نظری دارید خود ایمیلی که حاوی مطلب است را Reply نکنید. چون به دست من نمی رسد. می توانید روی تیتر مطلب کلیک کرده و از پایین صفحه نظرتان را بنویسید. یا از طریق فرم تماس پیغام تان را به صورت خصوصی مستقیمآ به خودم بفرستید.



مشترک گرامی در دیزی بازه ، حیای گربه کجا رفته؟

۸ ۱۲ ۱۳۸۷

اینکه این جور پست ها شاید سالی یک بار در زنگوله دیده شوند را که لازم نیست بگم؟ من همیشه از نق زدن تو وبلاگم خودداری کرده ام ، هر موقع هم عصبانی هستم اصلآ دور و ور url هایی که به زنگوله ختم میشه نمی پلکم. وضعیت شبکه های اجتماعی تو ایران همیشه از جمله چیز هایی بوده که دوست داشتم راجع بش گله کنم الان هم دیگه ماجرای اخیر فیس بوک کاسه صبرمو لبریز کرده که حرفمو بزنم.

* اگر در طی چند سال اخیر در اینترنت فعال نبوده اید این مطلب را به درستی درک نخواهید کرد.

قبلآ یک سری آدم حسابی می دونستند شبکه اجتماعی چیه و مثل آدم داشتند ازش استفاده می کردند (تقریبآ اوایل دوران اورکات) بعد اورکات بسته شد و یک سری از آدم حسابی ها از خارج از ایران همچنان به استفاده خودشون ادامه دادند و یک سری آدم حسابی هم تو ایران قیدش را زدند. یه مدت خبری ازاین چیزا نبود تا سر و صدای یاهو 360 در اومد. از اونجا که هر ایرانی حداقل یک یاهو آی دی داشت پس 360 پتانسیل بالایی برای محبوب شدن در ایران داشت که همینطور هم شد. اون آدم حسابی هایی که قید اورکات را زده بودند و حتی یک سری از کاربر های خارجی هم از اورکات اومدند به سیصد و شصت. 360 وضع قابل قبولی داشت تا وقتی سر کله یه مشت $@!@% (مراجعه شود به پایین صفحه) پیدا شد. 360 به صورت انفجاری مورد استقبال قرار گرفت اما در کمال تعجب هیچ وقت مسدود نشد ، به چند دلیل!

اولآ جمعیتی که چیزی غیر از Flirt ، Ajeghetam یا نهایت Ejghe Mani :x :x Boos Boos بینشون رد و بدل نمیشه خطری محسوب نمیشه (مثلآ در مقایسه با جمع اعضای بالاترین!!).

دومآ مسدود شدن این سایت موجب بیکار شدن هزاران نیروی جوان در سطح کشور ، صد ها دختر تن فروش و تعطیلی تعداد زیادی کافی نت و ISP در نتیجه رکود اقتصادی می شد.

سومآ مسدود کردن سایت بسیار مفیدی مثل 360 به سادگی سایت های زرد و  به درد نخور و کم طرفدار مثل ویکی پدیا (!) نیست که مسدود بشه و کسی صداش در نیاد و احتمال شورش در کشور توسط ملت متحد ایران به ریسک انجام این کار نمی ارزد.

چهارمیشو می ترسم بنویسم!

پس این یک سری آدم $@!@% همیشه به 360 دسترسی داشتند و با فعالیت های خودشون 360 را رسمآ به گند کشیدند و کم کم اون آدم حسابی ها قیدش را زدند و دوباره سرگردون شدند.

این سرگردونی ادامه داشت تا وقتی سر و کله غول بزرگ یعنی فیس بوک پیدا شد. فیس بوک اول تو خارج از کشور توسط (نه فقط) ایرانیان به عنوان یک ابزار جاسوسی بین دوستان و فامیل مورد استفاده قرار می گرفت (و می گیرد). ملت دوستان و فامیل را اد می کردند و جستجو می کردند برای سوژه های جدید برای خاله زنک بازی های ایرانی. کم کم سر و کله افراد مقیم ایران هم پیدا شد ، خصوصآ وبلاگ نویس ها. فیس بوک سریعآ فیلتر شد و تنها قشری که در ایران از فیس بوک استفاده می کردند اکثرآ وبلاگ نویس ها یا حداقل آنهایی شدند که می دونستند اول ایمیل www نمی گذارند! و حداقل بلد بودند چطوری هیتلر! را دور بزنند.

همین جا فیلتر نقش بسیار مثبتی بازی می کرد و جلوی دسترسی اون افرادی که نباید می آمدند را به خوبی می گرفت (هر چند که حق خیلی های دیگه هم ضایع می شد) تا اینکه فیلتر فیس بوک برداشته شد و دیگه 360 باز های ایرانی اعلام کردند که 360 خز شده و الان فیس بوک کلاس داره و همینطور جمعیته 360 بازه که داره گله گله به فیس بوک هجوم میاره.

از جمله عادات ، فواید و فعالیت های مفید $@!@% ها میشه به موارد زیر اشاره کرد:

- قرار دادن عکس های مهمونی برای زدن پوز اونهایی که دعوت نشده بودند.

- تهدید با انواع مختلف به اینکه از لیست دوستان طرف حذف میشید :)))

- پر کردن صفحه کامنت دوست دختر / پسر با Flirt هر پنج دقیقه یک بار برای اینکه دیگران حساب کار دستشون بیاد…

- داشتن 30 پروفایل مختلف که با عدد روی عکس آنها مشخص شده و در هر کدام اعلام شده این پروفایل پر شده و به پروفایل بعدی بروید.

- مهم نیست که شما سایه منو با تیر می زنید ، شما میاید و برای من یک Testi (لغت کامل Testimonial است ، یعنی گواهی ، شهادت) می ذارید که من پرچمم بالاس کسی برام شاخ بشه با تو طرفه خفنم دختر کشم تریپم تکه و… بعد من هم همین کارو واسه شما می کنم. تستی های بیشتر برابر با اعتبار بیشتر است.

- برگذاری فستیوال های مختلف برای انتخاب 360 Miss :))))

- ایجاد رقابت سالم بین جوانان برای کسب کامنت ، تستی و Page View بیشتر.

- گفتن «بلاگ» به هر «پست» وبلاگ.

- کپی پیست کردن شعر های عاشقانه انگلیسی که خودشون نمی دونن یعنی چی.

- اعتقاد به اینکه نوشتن به زبان فارسی در اینترنت «خز» است. (یه طرف یه «چیز» گشاده و یه طرف هم QWERTY Farsi Keyboard Layout!!)

- ابتکار در فینگلیش نوشتن ، MelikaW , MilaWd , Pesmale Khojjel , Dokhmal….

و…

با توجه به قابلیت های بسیار بیشتری که فیس بوک نسبت به 360 داره به خوبی میشه فهمید که اگر فیس بوک تو ایران مسدود نباشه به سرنوشت 360 دچار خواهد شد. فرقی که الان بین 360 و فیس بوک هست دقیقآ مثل فرقیه که بین پرشین بلاگ و وردپرس هست. (همون جریانات «وب خوبی داری…» و قلب و گیتار ASCII و….)

خواهشمندم سایت فیس بوک را دوباره برای مشترکین گرامی مسدود و ما مشترکین غیر گرامی را به حال خود رها کنید!

$@!@%: از اینا که عمومآ با موبایل جلو آینه از خودشون عکس می گیرن روی عکس هم اسمشون رو با Paint می نویسند بک گراند Gucci و Playboy و اینا میندازن اول و آخر اسمشون هم ده دوازده تا اسپشیال کاراکتر ASCII داره…

پ.ن: این نوشته صرفآ برای درد دل با افرادی نوشته شده است که مضمون آن را درک می کنند و نویسنده قصد امر و نهی کسی برای انجام دادن یا ندادن کاری ندارد. هر کس آزاد است که در چهارچوب قوانین هر شبکه اجتماعی پروفایل شخصی اش را به سلیقه خودش تنظیم و از آن سرویس به نحو دلخواه استفاده کند.

پ.ن: اگر متوجه این مطلب نمی شوید یعنی برای شما نوشته نشده است.

آیا فیس بوک برای شما در دسترس است؟ ممکنه جواب را به همراه نام ISP تان در قسمت نظرات بنویسید؟



محصول جدید موزیلا و کد نویسی روی ابر ها

۲۷ ۱۱ ۱۳۸۷

محصول جدیدی در آزمایشگاه موزیلا در حال تکمیل شدن است به نام Bespin ، بسپین یک ادیتور آنلاین متن باز است که با تکنولوژی HTML5 کار می کند.
بسپین قابلیت های ویژه ای از جمله Import and Export ، Syntax Highlighting و Browser Preview دارد که کد نویسی در محیط آنلاین را لذت بخش تر می کند.

اطلاعات بیشتر راجع به این پروژه را می توانید در اینجا ببینید. توصیه می کنم همین حالا یک اکانت در قسمت دموی Bespin موزیلا باز کنید (چند ثانیه بیشتر طول نمی کشد) و خودتان امتحانش کنید. من که واقعآ ازش خوشم اومد.

+ با اصطلاح Cloud Computing بیشتر آشنا شویم



سلاریوم اینترنتی ، با این سایت از پشت مانیتور کامپیوتر برنزه شوید!

۱۹ ۱۱ ۱۳۸۷

علم که می گن پیشرفت کرده واقعآ اینه ها! وارد سایت ComputerTan می شوید ، سلاریم اینترنتی شما آماده می شود و فقط به مانیتور نگاه می کنید و خواهید دید که چقدر خوش رنگ و یکدست برنزه خواهید شد! از این به بعد برای برنزه شدن  فقط یک کامپیوتر و یک کانکشن اینترنت لازم دارید.

مگه میشه؟ مانیتوره داداش لامپ سولاریوم که نیست!

نمایشگر های LCD برای روشن کردن صفحه از لامپ هایی به نام Cold Cathode Fluorescent یا همان CCFLs استفاده می کنند که حاوی گاز کم فشاری هستند که با جریان برق ملتهب شده و نور تولید می کنند. بدیهی است وقتی ولتاژ ورودی به این لامپ ها را تغییر دهیم فرکانس نور ساطع شده هم تغییر می کند پس می توانیم از رنج نزدیک مادون قرمز تا نزدیک ماورای بنفش (که باعث برنزه شدن می شود) تولید کنیم. سایتی که معرفی کردم فقط با یک نرم افزار مخصوص باعث می شود اشعه ماورای بنفش از نمایشگر ساطع شود و شما برنزه می شوید.

وارد Computer Tan شوید و امتحانش کنید بعد برگردید و ادامه این مطلب را در اینجا بخوانید
اگر عینک آفتابی دم دست دارید بهتر است به چشم بزنید اگر نه هم با یک بار اتفاق بدی نخواهد افتاد



 صفحه قبل