وبلاگ نویسان مثل سربازان شطرنج هستند ، ما یه مشت سربازیم
۲۹ ۰۳ ۱۳۸۷اصل این مطلب را در اینجا خوانده بودم و تصمیم داشتم آن را به فارسی منتشر کنم و امروز این فرصت را یافتم. این مقاله بیشتر برای وبلاگ نویسان و کسانی که قصد شروع وبلاگ نویسی دارند مفید است.
اجازه بدهید ابتدا برای کسانی که با قواعد شطرنج آشنا نیستند توضیح کوچکی بدهم. هر بازیکن هشت مهرهی سرباز دارد. سرباز ضعیف ترین مهرهی شطرنج است و فقط میتواند رو به جلو حرکت کند. دو خانه به جلو در اولین جابجایی در طول بازی و یک خانه در حرکت های بعدی. سرباز نمیتواند مهره های روبروی خود را بزند بلکه فقط میتواند مهره هایی که در پهلو هایش واقع شدهاند را بزند. (عکس توضیحی)
خوب حالا سرباز شطرنج چه شباهتی به یک وبلاگ نویس دارد؟
اول کار تعداد آنها زیاد است و همه مثل هم دیده میشوند.
اینکه وبلاگ شما وبلاگ متفاوتی شود کار سختی است چون ابتدای کار وبلاگ های هم سطح شما خیلی زیاد هستند. درست مثل سرباز ها! شما باید این حقیقت را بپذیرید و با کوشش و تلاش خود را از دیگران متمایز کنید.
همیشه یک سرباز باید بازی را شروع کند.
به جز حرکت دادن اسب در ابتدای بازی (که میتواند از روی مهره های جلویی بپرد) بازیکن مجبور است بازی را با یک سرباز شروع کند که معمولآ بهتر از حرکت دادن اسب ها است.
اگر شما یک شخصیت معروف باشید میتوانید از شهرت و قدرت خود استفاده کنید تا مثل مهرهی اسب از سایر رقبا خیلی زود جلو بزنید در غیر این صورت نمیتوانید از روی کسی بپرید بلکه باید با صبر و استراتژی آنها را پشت سر بگذارید. این یعنی اکثر افراد مثل یک سرباز ضعیف از صفر شروع میکنند و هر آن چه بعدآ به دست میآورند نتیجهی تلاش و کوشش آنها است.
اول کار میتوانند دو خانه به جلو بپرند.
هر سرباز میتواند اولین حرکت خود (یعنی همان ابتدای بازی) دو خانه به جلو حرکت کند ولی در حرکت های بعدی فقط یک خانه.
روز های اول وبلاگ نویسی را به خاطر دارید؟ ذوق خاصی در وجود شما باعث میشود وقت زیادی روی وبلاگتان صرف کنید ، تمام نظرات را پاسخ دهید و همه چیز را به دقت بررسی کنید. اما به مرور زمان میبینید امکان اینکه همیشه این قدر وقت صرف وبلاگ کنید را ندارید و کم کم ذوق شما فروکش میکند. پس به خاطر داشته باشید در همان ماه های اول میخ خود را محکم بکوبید!
اکثر آنها از بازی حذف میشوند.
بیشتر سرباز ها در میانهی بازی توسط مهره های قوی تر حذف میشوند. سرباز ها با سایر مهره ها درگیر میشوند ولی همه چیز در نهایت به شاه ختم میشود.
با گذشت زمان و فروکش کردن ذوق اولیه خیلی از وبلاگ نویس ها به دلایل مختلف مثل وقت گیر بودن در عین بی درآمد بودن ، نداشتن مطلب خوب برای انتشار و… دست از این کار میکشند و فقط آنهایی در میدان باقی میمانند که حرفی برای گفتن دارند.

دانلود کنید (هیچ کس ، ما یه مشت سربازیم) – ویدیو کلیپ
تعداد کمی از آنها تا آخر ادامه میدهند و قدرتمند میشوند.
در شطرنج هر مهرهی سربازی که بتواند خود را به آخرین ردیف (ردیف هشتم) صفحهی بازی برساند تبدیل به وزیر میشود. ضعیف ترین مهره قدرتمند ترین مهره میشود! او میتواند مثل وزیر در هر جهت و هر اندازه که میخواهد حرکت کند.
حتمآ متوجه منظورم شدهاید. فقط بلاگر هایی که سختی و رنج ها را تحمل میکنند و با کوشش و پشتکار جلو میروند مشهور و قدرتمند میشوند.
قبل از اینکه قدرتمند شوند همه به آنها حمله میکنند.
قبل از اینکه سرباز به آن طرف برسد و به قدرتمند ترین مهره تبدیل شود تمام مهره های دیگر به او حمله میکنند تا از این اتفاق جلوگیری کنند. این یک جنگ استراتژیک است.
وقتی شما در حال قدرتمند شدن هستید سایرین به شما حمله میکنند و سعی میکنند شما را از میدان رقابت حذف کنند تا بتوانند خود را بالا نگه دارند. به آنها اجازه ندهید این کار را بکنند! شما راحت این مقام را بدست نیاوردهاید که راحت آن را از دست بدهید.
این یک تفاوت است ، شما حق انتخاب دارید ولی سربازان شطرنج نه!
سربازان شطرنج فقط مهره هایی هستند که کس دیگری آنها را جابجا میکند و کنترل خود را در اختیار ندارند.
شما سرباز شطرنج نیستید ، خودتان راهتان را انتخاب میکنید و با اعمالتان موفقیت یا شکست را شکل میدهید. اگر تواناییاش را داشته باشید میتوانید در اولین حرکت به جای دو خانه ده خانه به جلو بروید ، کسی جلوی شما را نگرفته است!
به امید دیدار در ردیف هشتم…..
















بسیار بسیار با این مطلب حال کردم. ببخشید خوشم اومد. مرسی
پاسخ به این نظر
مطلب خیلی جالبی بود.
این مطلب را می توان به جریان بزرگ تر از وبلاگ نویسی ، حتی زندگی تعمیم داد.
پاسخ به این نظر
عالی بود بابک جان
پاسخ به این نظر
خیلی خیلی جالب بود. یک مطلب ناب مرسی
پاسخ به این نظر
آره خب …
پاسخ به این نظر
خیلی توپ بود برادر، ولی حالا ما که یک وبلاگ جدید زدیم، دوباره سربازیم یا اسپ؟
پاسخ به این نظر
هه هه! ما در کل همه سرباز وطنیم D:
پاسخ به این نظر
کاملا درسته
پاسخ به این نظر
بهترین مطلب همینه.
پاسخ به این نظر
مطلب جالبی بود و جمله آخرش جالب تر. ;)
ممنون.
پاسخ به این نظر
جالب بود
بنابراین الان من دقیقا یه خورده سرباز حساب میام :D
پاسخ به این نظر
سلام
مطلب جالبی بود ممنون
خوشحال می شم با شما تبادل لینک داشته باشم در صورت موافقت خبر بدید
پاسخ به این نظر
سلام.لینکتون کردم.ایمیلم اشتباهه.
پاسخ به این نظر
ما از بدو تولد وزیر هستیم وزیر شاه جهان بر کره خاکی. این اوست که تعیین می کند که چه مقامی داشته باشیم. اگر از مقامی که بر ما عرضه داشته خوشمان نیاید از وزارت خلع می شویم.
من ز شاهی به سواری نه به خود افتادم
اینم از عهد ازل حاصل فرجام افتـــــــــــاد
سربازی و شاهی را هر یک به کسی دادند
در دایره قسمت اوضاع چنین باشــــــــــــــد
پاسخ به این نظر
عالی بود. خیلی خوب…
پاسخ به این نظر
سلام
اقا من فکر کردم شما به ما توجه نکردید . الان که دیدم فرمودید ایمیلتون اشتباه هست گفتم پس از طریق کامنت هابگم. فکر کردم مثل خیلی از دوستان عزیزی که بالاتر از همین کامنت دست رد به سینه ما زدن شما هم دست رد زدین.
اقا ما شما رو لینک کردیم شما هم ما رو لینک میکنید ؟
خبرم کنید . ممنون میشم
پاسخ به این نظر
@ ارش:
من متوجه نمیشم. شما با من هستید؟
من کی گفتم ایمیلم اشتباهه؟!
لطفآ واضح و دقیق بنویسید تا خدای ناکرده سؤ تفاهمی پیش نیاد.
پاسخ به این نظر
عالی بود
با تشکر فراوان
پاسخ به این نظر