آیا آن چه دیگران راجع به شما فکر می کنند مهم است؟

۱۷ ۰۸ ۱۳۸۸

اطراف تک تک ما را – چه بخواهیم چه نه – افراد مختلفی گرفته اند و این طبیعی است که ما به آن چه دیگران راجع به ما فکر می کنند اهمیت بدهیم اما زیادی نگران آن چه آنها فکر می کنند بودن باعث می شود راه مان را زیادی تغییر بدهیم و به اصطلاح به ساز هر کسی برقصیم و از اهداف حقیقی خودمان عقب بیافتیم و زندگی ای بسازیم صرفآ برای راضی نگه داشتن دیگران. نقل قول معروفی است که می گوید «راز موفقیت را نمی دانم اما راز شکست در راضی نگه داشتن همگان است.»

با این وجود اگر خیلی بی توجهی کنید و نظر اطرافیان تان را به کلی نادیده بگیرید باعث می شود اشتباه های تان را هم نادیده بگیرید، روابط تان شکر آب شده و به ضرر شخص شما تمام می شود.

در زیر شش توصیه آورده ام که به شما کمک می کند در این مواقع با تعادلی مناسب با آن کنار بیایید:

مرحله اول، توجه کنید اما نگران نباشید: کمتر پیش میاید که نگران بودن کمکی به شما بکند، به خاطر آن چه دیگران راجع به شما فکر می کنند نگران یا ناراحت نباشید. سعی کنید احساسات تان را وارد این قضیه نکنید. سعی هم نکنید که فکر دیگران را بخوانید که «یعنی این طوری فکر می کنه….؟» «یعنی چی راجع به من فکر می کنه…؟» شما بیشتر از هر کس دیگری خودتان را زیر ذره بین می گذارید خیلی اوقات دیگران خیلی کمتر از آنچه فکر می کنید راجع به شما فکر می کنند. آنها هم مثل شما درگیر فکر کردن به خودشان هستند و وقت برای دیگران ندارند!

مرحله دوم، آیا نظر آنها اهمیت دارد؟: توجه کنید که هر نظر مال چه کسی است؟ آیا اصلآ نظر آن فرد برای شما اهمیتی دارد؟ آیا حرف آن فرد نزد شما اعتباری دارد؟ اظهار نظر آن غریبه راجع به خودتان را اصلآ ناشنیده بگیرید. نظر او هرگز هیچ تاثیری روی شما نخواهد داشت.

یک مثال بارز در این رابطه موقعی است که مثلآ افرادی که اضافه وزن دارند تصمیم می گیرند لاغر شوند و می خواهند به باشگاه و کلاس های ورزش بروند اما خجالت زده اند و با خود فکر می کنند «دیگران راجع به من چه فکر خواهند کرد؟» از خودتان بپرسید «آیا نظر آنها تاثیری روی من خواهد داشت؟»، آیا اصلآ نظر آنها مهم است؟ مطمئن باشید با خودشان شما را تحسین خواهند کرد که با پشتکار برای رسیدن به هدفی تلاش می کنید که به نفع تان است و به اعتماد به نفس شما حسودی خواهند کرد.

کسی که دکتر می رود مریض است دیگر، نه؟ کسی که سالم است وارد مطب دکتر شود و به مریض های داخل اتاق پز بدهد احمقانه است این طور نیست؟

کلاس ورزش هم همین طور است. کسی که آن جا می رود قرار نیست مانکن باشد بلکه تصمیم دارد مانکن شود! پس نظر دیگران را دور بریزید و همین امروز آن کاری که به نفع تان است را انجام دهید.

مرحله سوم، از نظر آنها استفاده کنید: به نظرات مفید خصوصآ از افراد مهم دقت کنید، مثلآ اگر رئیس تان از شما می خواهد میز کار تان را تمیز و مرتب نگه دارید این وقتی است که باید به این نظر با دقت گوش کنید! هم کار و درآمد تان را نگه می دارید هم به خاطر مرتب بودن میز تان کار تان راحت تر خواهد شد.

البته سعی نکنید از حرف و رفتار دیگران معنی «استخراج» کنید، مثلآ اگر یک نامه کمی سرد و غیرمعمول گرفتید بهتر است که فقط بگذارید به حساب گرفتاری شخصی آن فرد یا عجله و… تا اینکه فکر کنید شاید فرستنده مشکلی با شما دارد یا از شما عصبانی است.

مرحله چهارم، هیج چیز مهم تر از اهداف شما نیست: اگر تصمیم گرفته اید رتبه سه رقمی کنکور را کسب کنید این انتخاب شماست و هیچ چیز نباید جلودار شما از رسیدن به این هدف باشد. اینکه دوستان تان شما را به خاطر بیرون نرفتن با آنها «خر خون» و… می خوانند هیچ اهمیتی ندارد. برعکسش هم صادق است، اگر برنامه دیگری برای زندگی تان دارید برچسب هایی که پدر مادر تان به خاطر اینکه مثل پسر همسایه از سحر تا غروب پای کتاب ها نشسته اید ناشنیده بگیرید، فقط روی اهداف زندگی تان تمرکز کنید و به سمت موفقیت حرکت کنید.

مرحله پنجم، برای ارزش های تان ارزش قائل شوید: اگر بقیه ارزش های شما را بی ارزش می دانند اصلآ به آنها اهمیت ندهید. ممکن است شما دوست داشته باشید کتاب و مقاله هایی راجع به موفقیت و زندگی بخوانید اما نگرانید که ممکن است دوستان تان به شما بخندند. شاید بخواهید وقتی معلم تان شما را به حال خودتان گذاشته درس بخوانید یا وقتی رئیس تان نیست بیشتر کار کنید اما دوستان و همکاران تان شما را «اسکل» بخوانند که «نمی پیچونید» یا «زیر آبی» نمی روید!

ماجرا هر چه که هست به اهداف و ارزش های خودتان پای بند باشید، خیلی از افراد (حتی اگر به زبان نیاورند) وقتی ببینند شما چطور برای رسیدن به اهداف تان تلاش می کنید شما را با خود تحسین می کنند.

مرحله ششم، به یاد داشته باشید شما مجبور نیستید همه را راضی نگه دارید: حتی اگر بخواهید هم نمی توانید همه را راضی نگه دارید، پس اصلآ تلاش هم نکنید. یاد بگیرید به آن چه بر خلاف ارزش ها و اهداف شما است «نه» بگویید. شهامت داشته باشید که گاهی خلاف آن چه اکثریت فکر می کنند بگویید و اظهار نظر کنید، اگر واقعآ به نظر تان اعتقاد دارید.

البته طبیعی است که در زندگی هر کس افرادی هستند که شما دوست دارید آنها را راضی و خوشحال نگه دارید، همسر تان، فرزندان تان یا رئیس تان. اما به طور کلی نظر و افکار اکثر افراد واقعآ تاثیری روی شما نخواهد داشت پس بی اهمیت است. به اضافه اینکه اگر شما واقعآ خودتان باشید افرادی را دور خود خواهید داشت که شما را به خاطر خودتان می خواهند. این بهتر از این نیست که نقش بازی کنید تا همه را راضی نگه دارید؟

منبع: Dumb Little Man

آیا شما هم تجربه های مشابه داشته اید؟ شما از چه روش هایی برای حل این مشکلات استفاده می کنید؟ در قسمت نظرات بیان کنید تا همگی استفاده کنیم.

+ ده چیزی که امروز به خاطر آنها ناراحتید ولی ده سال دیگر به یادشان هم نخواهید آورد!

+ با اصل ۹۰ به ۱۰ زندگی تان را متحول کنید

این مطلب را با بقیه به اشتراک بگذارید...
  • del.icio.us
  • Twitthis
  • Balatarin
  • Donbaleh
  • Google Bookmarks
  • FriendFeed
  • Facebook

Gooya IT

پله پله تا موفقیت با زنگوله! همین امروز به رایگان مشترک شوید!
به وسیله‌ی ایمیل:
 
ایمیل شما نزد ما محفوظ و اشتراک تان هر لحظه با یک کلیک قابل انصراف است.

یا به وسیله‌ی فـیـد (خوراک)

 تا کنون ۲۰ نظر برای برای این مطلب نوشته شده است
حسین :

خیلی خوشحالم که آپدیت کردی … اونم میشینم سرفرصت میخونم… .

پاسخ به این نظر

رضا :

سلام . چه عجب پست دادی بعد از عمری .
مطلب خوب بود . ولی من کامل نخوندمش :)

پاسخ به این نظر

بابک گفت:

تا خرخره زیر انبوه کار ها گیر کردم رضا جان…. تمام سعی خومو می کنم که بیشتر پست بدم ولی وقتی دیدی نیست بدون اوضاع خیته و بابک پریشان از این سمت به آن سمت روان…. :)))

پاسخ به این نظر

درف :

با سلام-من قبلا زیاد اشتباه می کردم مثلا یکی که سرزنش میکرد تحمل می کردم تا خسته می شدم نفر دومی تا سرزنش میکرد بهش حمله میکردم میگفت احترام بی احترام این هم مثل نفر اولی از آب در میاد نفر اول و دوم را از دست میدادم و توی انتخاب نفر سوم متردد بودم نمی دونستم به کی احترام بگذارم به کی نه این شخص چقدر جنبه داره آیا تحمل من باعث نمیشه مثل دو نفر اول فکر کنه من می ترسم؟آیا واقعا حق با اینهاست یعنی من اشتباه می کنم؟
به این دلایل همیشه اون کسی که باید برنجه با اونکه نباید برنجونمش اشتباه می گرفتم
ولی الان خیلی وقته دیگه خودم هستم برام هم مهم نیست کی چی میگه!
معروف شدم توی دوستام مثلا میگن برای خودت میگیم ناراحت نشی؟!
یکیشون جواب میده درف ناراحت نمیشه اماگوش هم نمیکنه :)
به تازگی هم حدثم درست بوده طرف از پیشرفت شما حسودی میکنه میشینه بد گفتن!
مثال در جمع دوستانی که از وردپرس ایمیل موزیلا ویندوز سایت وبلاگ صبحت میشه
فوری میگن طرف خودنمایی میکنه بگو چه کردی تا حالا؟!
ولی باور کنید من زبان دیگه بلد نیستم و دیگر هم حاضر نیستم چهار ساعت مثلا شب بشینم سیگار بکشم و با دوستام غیبت کنم و پاسور بازی کنم!
همیشه یا مطالعه میکنم یا وبلاگ مینویسم یا به شکار میرم
دیگه برام مهم نیست بقیه چی فکر کنند چون خود سانسوری سخته و من میخوام لااقل با خودم
صادق باشم! وبرای خودم باشم ولی نتیجه گرفتم که کم نیستند کسانی که به کارها من علاقه دارند از مشترکین سایتم از ایملها از کامنتها ووو مشخصه واین برای من کافیست
نهایتا در یک کتاب خوندم:یک پیامبری موعظه میکرد ابتدا دورش شلوغ بود بعد مردم یکی یکی رفتند تنها بود هنوز خودش موعظه میکرد یکی گفت دیگه کسی نیست چرا داری موعظه میکنی
گفت خب معلومه اونها به خدامن و من ایمان ندارد ولی من که یقین دارم پیامبر هستم همین کافیست!

پاسخ به این نظر

بابک گفت:

بسیار عالی. به نظر من این روشی که پیش گرفته اید خیلی خیلی بهتره و همونطور که در متن هم اشاره شده باعث میشه با افرادی آشنا شوید که برای خودتان شما را می خواهند. ممنون از اینکه تجربه تان را به اشتراک گذاشتید.

پاسخ به این نظر

عرفان :

با سلام
داشتم فکر میکردم آقاد مهدی دیگر ما را فراموش کرده ولی امروز که ایمیلم را دیدم و از طرف شما بعد از چند مدتی ایمیل دریافت کردم خوشحال شدم که هنوز فراموش نشدم . مطلب خیلی خوب بود تمامی موارد قید شده درست منطبق با واقعیات است .اگر هرکس هدفی در سر دارد و بداند که راههای انتخاب شده جهت رسیدن به هدف را درست انتخاب کرده است مطمئن باشید به هدفش خواهد رسید هرچند که دیگران در سر راهش قرار گرفته و بخواهند منصرفش کنند.من خودم این موارد را تجربه کرده ام.به امید دست یابی تمامی جوانان ایران زمین به قله های رفیع دانش و تکنولوژی روز دنیا .

پاسخ به این نظر

بابک گفت:

اختیار داری عرفان جان، من کلآ آدم گرفتاری هستم :دی
یعنی فقط کافیه یک روز زندگی منو فیلم کنن…. :)))
اون وقت خودت میای می گی بابک جون، برادر، آدم…در این زنگوله رو تخته کن برو پی زندگیت… :)))
ولی عشق به این مخاطبان خوب مثل شما نمی ذاره که…
من تمام سعی ام را می کنم سریع تر مطلب آماده کنم ولی هر موقع دیدی کم پیدام بدون به یاد شما هستم و فقط گرفتاری مشغولم کرده است…

در ضمن من بابک ام :دی

پاسخ به این نظر

Alex :

ممنون. مطلب بدرد بخوری بود حداقل برای من!

سعی می کنم بهش عمل کنم.

پاسخ به این نظر

بابک گفت:

خواهش می کنم. خوشحالم که به درد خورده.

پاسخ به این نظر

Alex :

در ضمن Header وبلاگتون خوشگل شده.
من ندیده بودمش. مبارکه.

پاسخ به این نظر

محسن :

از مطلب مفیدتون سپاسگذارم.

پاسخ به این نظر

بابک گفت:

خواهش می کنم.

پاسخ به این نظر

saman :

سلام
وب سایت ما رو با نام
آپدیت ویروس کش nod32
http://nod321.ir
لینک نمایید تا شما را لینک نماییم
الکسا در ایران ۷۰۰
الکسای جهانی ۸۵۰۰۰

خدانگهدار

پاسخ به این نظر

حسین :

جلینگ
صدای زنگوله بود
مطلب جالبی بود دستت مرسی مرد جوان

پاسخ به این نظر

دختر آفتاب :

مطلب خوبی بود و مخصوصا جمله “توجه کنید که هر نظر مال چه کسی است؟”
اما باور کنید تشخیص همین موضوع که نظر چه کسی چه موقع مهم است هم مهارت می خواهد و هم تجربه! و البته در مورد من مرور زمان و قرار گرفتن در محیط های مختلف و شناخت نسبی آدمها تاثیر زیادی در کاهش حساسیتی داشت که نسبت به نظرات دیگران داشتم. مخصوصا که به هیچ عنوان قبول نمی کردم که خودم هم آدم حساسی هستم!
امیدوارم اگر کسی مثل من فکر می کنه یه بار دیگر مطلب بالا رو بخونه و بیشتر از زندگی لذت ببره
با تشکر

پاسخ به این نظر

بابک گفت:

ممنون از نظر کامل و خوب شما.

پاسخ به این نظر

پرهام :

درود به بابک عزیز

پارسال هم بهت گفته بودم که سایت بسیار مفید و آموزنده ای داری ..
وقتی در مورد مسایل تخصصی IT مینویسی خُب طبعاً مخاطب خاص میخواد ..
اما نوشته ها و مقالاتی مثل همین پُست برای همه آدما جالب و جذابه، مخصوصاً اینکه زحمت تهیه و تدوین و ترجمه اش رو هم خودت کشیده باشی. واقعاً قابل تحسینه.

به این نوع نوشتن میگن کار مفید. حداقل به درد خیلی ها میخوره.
لینک زنگوله رو توی علایقم دارم و همیشه سر میزنم.
مدتها بود که زیاد نمینوشتی.

پیروز باشی بابک جان.

بدرود

پاسخ به این نظر

بابک گفت:

درورد پرهام عزیز

حق با شماست.

لطف داری. خوشحالم که مطالب مورد پسند شما قرار می گیره.

آره، کمی گرفتار هستم. خیلی سخت می تونم مطلب آماده کنم. ولی سعی خودم را می کنم.

باز هم برایم نظرت را بنویس.

بدرود

پاسخ به این نظر

نظر دهید