مصاحبه با بنیان گذاران گوگل

۹ ۱۲ ۱۳۸۶

لری ، فکر می‌کنی چه چیزی باعث شد تو در سنین بسیار پایین بتوانی تا این حد به رشد و پیشرفت دست پیدا کنی؟

راستش باید اعتراف کنم که من در محیط خوبی بزرگ شدم. پدرم پروفسور علوم رایانه‌ای بود به همین دلیل همیشه در خانه رایانه های زیادی داشتیم. من از سنین کودکی با رایانه بزرگ شدم. در دبستانی که درس می‌خواندم فکر کنم من اولین کودکی بودم که توانستم با متن های تایپی Word آشنا شوم. کار با نرم افزار واژه پرداز برایم بسیار جذاب و سرگرم کننده بود. رایانه‌ای که نرم افزار واژه نگار بر روی آن نصب بود همیشه در دسترس من بود و معمولآ می‌توانستم با آن بازی کنم. برادر بزرگ‌تری داشتم که او هم به این برنامه علاقه‌مند شده بود. به نظرم محیطی که من از آن برخوردار بودم بسیار بی‌نظیر و متفاوت بود و بسیاری از مردم چنین فرصتی را در اختیار نداشتند. پدرم به دلیل شغلش بخش زیادی از درآمد خود را صرف خرید رایانه‌های جدید و این قبیل چیز ها می‌کرد. به نظرم سال ۱۹۷۸ میلادی بود و من فقط ۶ سال داشتم. فکر نمی‌کنم آدم های زیادی در سن و سال آن موقع من تجربه‌ای مثل من داشتند. از سنین کودکی همواره به نو‌آوری و اختراع علاقه داشتم. به همین دلیل بود که به فناوری علاقه پیدا کردم و البته کمی بعد که بزرگ‌تر شدم تجارت نیز برایم جذاب شد. زیرا دریافتم که اختراع وسایل و نوآوری به تنهایی کافی نیست و باید این نوآوری ها را به درون جامعه برد و تا زمانی که مردم از آنها استفاده نککند فایده‌ای ندارند. احتمالآ از ۱۲ سالگی بود که به این نتیجه رسیدم باید شرکت خودم را تاسیس کنم.

چطور شد که در سنین کودکی دریافتی که باید مخترع شوی؟

من همیشه ایده‌هایی برای خودم داشتم. وقتی بچه بودم انواع و اقسام مجلات در منزلمان وجود داشت. در واقع به نوعی می‌ةوانم بگویم یک نوع در‌هم ریختگی بود. خوب در این شرایط می‌شد همه جور مطالب را خواند. من ترجیح می‌دادم “Popular Science” و یا مجلاتی مثل آن را بخوانم. در نتیجه به فناوری و نحوه کارکرد وسایل مختلف علاقه پیادا کردم. برادرم به من آموخت که چطور می‌توان دل و روده وسایل خانگی را بیرون ریخت و من هم این بلا را سر وسایل خانه در می‌آوردم! همن کارهای ساده بود که علاقه مرا به دانستن این که ابزار و وسایل چگونه کار می‌کنند بیشتر می‌کرد. یادم هست که وقتی خیلی بچه بودم یک روروک ساده الکتریکی [ماشین برقی کودکان] ساختم.

با این حساب در دوره کودکی رایانه ها اسباب بازی تو بودند!

بله! دقیقآ همین طور بود. بازی با وسایل الکترونیکی نیز جزو سرگرمی های کودکی من بود.

موسسین گوگل - لری پیج - سرگئی برین - Larry Page - Sergey Brin

در پاسخ به سوال قبلی گفتی مجلاتی شبیه Popular Science را مطالعه می‌کردی. جز این ، چه مطالب دیگری را می‌خواندی که احتمالآ بر تو تاثیر گذار بوده‌اند؟

من تمام مجلات رایانه‌ای را مطالعه می‌کردم. دوست داشتم بدانم این ابزار و تجهیزات چگونه کار می‌کنند. در کل هر چیزی که با مکانیک یا الکترونیک ربط داشت برای من جالب بود. در دانشگاه با استفاده از یک سری کارتریج یک چاپگر جوهری ساختم چون قصد داشتم تصویری بسیار بزرگ چاپ کنم. مشکل این بود که با چاپگر های کوچک نمی‌شد تصاویر بسیار بزرگ را چاپ کرد. من به این فکر افتادم که با استفاده از کارتریج چاپگرهای جوهرافشان می‌توان تصاویر بسیار بزرگ را با قیمت بسیار پایین به چاپ رساند. بنابراین با استفاده از روش مهندسی معکوس کارتریج ها را از چاپگر‌ها جدا کردم و یک چاپگر بزرگ ساختم. تمام بخش های مکانیکی و الکترونیکی آن را نیز خودم طراحی کردم. در واقع همیشه این کارها را دوست داشتم. این جور کارها بیشتر برای من جنبه تفریح و سرگرمی داشت. هنوز هم دوست دارم بتوانم این جور کارهای سرگرم کننده را تکرار کنم.

بدون شک تو استعداد خاصی در زمینه این کارها داری ، آیا این به دلیل آموزش هایی است که در دوران کودکی داشتی یا به خاطر والدین؟ خود تو چه توضیحی برای آن داری؟

حقیقت این است که من برادری دارم که ۹ سال از من بزرگ‌تر است. او در دانشگاه میشیگان درس می‌خواند. همیشه هنگام بازگشت به خانه کلی تجهیزات الکترونیکی و ابزار آزمایشگاهی با خودش می‌آورد و معمولآ چیزهایی هم به من می‌داد. من در حین همین بازی ها بود که چیزهای زیادی درباره الکترونیک و رایانه یاد گرفتم به هر حال معتقدم که از این بابت آدم خوش اقبالی بودم.

در چه سنی مدری ارشد اجرایی شرکت گوگل شدی؟

در ۲۵ سالگی

سرگئی ، تو درباره خودت بگو. این که چه چیزی بیشترین تاثیر را بر تو داشت و در کودکی از چه چیزهایی بیشترین الهام را می‌گرفتی؟

راستش دوست دارم خودم را جوان بدانم اما حتی ۲۵ یا ۲۷ سالگی هم با استاندارد های امروز «سیلیکون ولی» یعنی کهولت! اگر به «نپستر» یا «یوتیوب» نگاه کنید می‌بینید خدای من ۲۰ ساله ها و حتی نوجوان‌ها چه کارها که نمی‌کنند. از وقتی که خیلی بچه بودم به رایانه علاقه داشتم یعنی از زمان دبستان که اولین رایانه را خریدم. بعد ها هم در دانشگاه در همین زمینه تحصیل کردم و دکترایم را در رشته علوم رایانه از دانشگاه استنفورد گرفتم. علاقه عجیبی داشتم که بدانم با این حجم عظیم اطلاعات که به یمن اینترنت در دسترس قرار گرفته است چه کارهایی می‌توان انجام داد. از دل همین انگیزه و اشتیاق بود که «گوگل» به وجود آمد. این کار را با کمک لری پیج انجام دادم.

دوست دارم بدانم که به عنوان یک پسر بچه ، آن چه تو را بیش از هر چیز دیگری مجذوب خود می‌کرد چه بود؟

به عنوان یک کودک همیشه نوعی کنجکاوی علمی در من بود. همیشه به ریاضیات علاقه‌مند بودم ، عاشق حل مسائل ریاضی بودم. در دانشگاه هم در رشته‌ی ریاضیات و علوم رایانه تحصیل کردم. به نظرم به رایانه ها به این دلیل علاقه‌مند شودم که توانایی عظیمی برای انجام کارهای شگرف دارند. رایانه های شخصی امروزه میلیاردها محاسبه را در کمتر از یک ثانیه انجام می‌دهند. آن چه اکنون رخ داده است تقریبآ غیر قابل باور می‌نماید و به نظرم همین جنبه شگفت انگیز کار بود که مرا به شدت مجذوب کرد. این که چطور می‌توان از این نیروی عظیم محاسباتی برای یک هدف سودمند و چیزی فارتر از بازی های ویدئویی و سرگرمی های معمول استفاده کرد.

یکی از ویژگی های بنیان گذاران گوگل جوان بودن آنها است. به همین دلیل باز سوالم را به نوعی دیگر تکرار می‌کنم: در چه سنی به این نتیجه رسیدی که می‌توان از این قابلیت عظیم رایانه ها به نحو سودمند‌تری استفاده کرد؟

به یاد دارم در سال هایی که مدرسه می‌رفتم دوست بسیار خوبی داشتم که هنوز هم با هم ارتباط داریم. او یک رایانه «مکینتاش» داشت و ما برنامه های ساده هوش مصنوعی را با آن اجرا می‌کردیم. برنامه‌ای نوشتیم که جواب سوال ها را می‌داد. یا مثلآ یک برنامه نوشتیم که نیروی جاذبه را شبیه سازی می‌کرد. همچنین برنامه‌ای نوشتیم که امروزه آنها را OCR می‌نامند. ما تمام این کارها را صرفآ برای سرگرمی و از روی کنجکاوی علمی انجام می‌دادیم. این کارها نخستین تجربیات تاثیر گذار در زندگی من بود.Sergey Brin _ موسس گوگل - سرگئی برین

پس این کارها را در اوقات فراغت و فقط برای سرگرمی انجام می‌دادی.

بله ، باید اعتراف کنم که بچه درس خوانی بودم و البته هنوز هم هستم.

خواهر و برادر هم داری؟

من برادری دارم که در سنین نوجوانی است و با من اختلاف سنی نسبتآ زیادی دارد. شاید من باعث شده باشم که او از رایانه ها و امور فنی فاصله بگیرد. او به چیزهای دیگری علاقه دارد و بیشتر وقت خود را به ورزش و آموختن زبان های بیگانه می‌پردازد.

در مورد کتاب هایی که خوانده‌ای به ویژه کتاب هایی که بیشترین تاثیر را بر تو داشته‌اند بگو.

وقتی خوب به گذشته نگاه می‌کنم می‌بینم که از کاب های «ریچارد فاینمن» لذت می‌بردم. او زندگی بسیار جالبی را تجربه کرد. این مرد علاوه بر تاثیرگذاری بسیار عمیقی که بر حوزه تخصصی خود داشت همواره ذهنی وسیع و همه جانبه‌نگر داشت. الان یکی از گفته‌های وی را به یاد آوردم که می‌گفت چقدر آرزو داشته مثل «لئوناردو داوینچی» باشد ، یک هنرمند و یک دانشمند. به نظر بسیار الهام بخش است. چنین آرزویی سبب می‌شود آدم یک زندگی واقعی را تجربه کند. علاوه بر کتاب های فاینمن در زمینه داستان های علمی-تخیلی نیز کتاب های جالبی وجود دارد که از خواندن آنها لذت برده‌ام. از جمله «سقوط بهمن» اثر «نیل استفنسون» این کتاب به نظرم ده سال از زمان خودش جلو‌تر است و به نوعی پیش بینی اتفاقاتی است که در آینده رخ خواهند داد.

شرکت گوگل را در چه جایگاهی می‌بینی و دوست داری به کجا برسد؟

ماموریت ما در گوگل قرار دادن اطلاعات به نحوی مفید ، سریع و آسان در دسترس همگان است و این یعنی تمام اطلاعات دنیا که بیش از یک میلیارد سند را شامل می‌شود ، یعنی دسترسی به حجم عظیمی از اطلاعات. در هیچ مقطعی از تاریخ بشر دسترسی به این حد از اطلاعات تنها با صرف چند ثانیه امکان پذیر نبوده است. اما اکنون ما این امکان را به وجود آورده‌ایم. این کاری است که ما در گوگل مشغول انجام آن هستیم. امیدوارم روزی در آینده بتوانیم امکان دسترسی بلافاصله به هر نوع اطلاعاتی را برای هر کسی در سراسر جهان فراهم کنیم.

البته تردیدی نیست که این فقط شما نیستید که چنین آرزویی دارید. افراد دیگری هم بودند و هستند که این رویا را پی گیری می‌کنند. اما شما دو نفر کسانی بودید که تا حدودی در دستیابی به این هدف موفق شدید. چه چیزی باعث موفقیت شما شد؟

بله ، این واقعیت دارد. تردیدی نیست که خیلی ها آرزو می‌کنند ای کاش می‌توانستند خودرویی ۵ دلاری بسازند که با سرعت ۵۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت کند. خوب این آرزوی بزرگی است. اما باید بگویم که من واقعآ آدم خوش شانسی بودم ، تحلیل حجم عظیمی از داده‌ها و استخراج الگوها و روند های حاکم بر آن. در همان زمان یعنی در سال ۱۹۹۵ بود که لری پیج هم به استفورد آمد و دانلود کردن از اینترنت را آغاز کرد. داده های اینترنتی یکی از جالب ترین داده‌هایی است که می‌توان در آن کاوش و جستجو پرداخت. تلاش مشترک ما و مشاهده داده‌های موجود در اینترنت از روی کنجکاوی منجر به شکل گیری ایده‌ای شد که با کمک آن ‌توانستیم جست و جو در اینترنت را بهبود ببخشیم. ما فناوریی را در اختیار داشتیم که به کمک آن عملیات جست و جو در وب سریع تر و دقیق‌تر می‌شد ، به همین دلیل به موضوع علاقه‌مند شدیم. بعد به این مسئله فکر کردیم که یک جست و جوی مناسب در اینترنت چه مزایا و منافعی را می‌تواند به همراه داشته باشد. از آن زمان بود که مدام بهبود فناوری های گوگل را پی‌گیری کردیم تا این که به گوگل امروز رسیدیم و البته روند بهبود و ارتقای فناوری ها را در آینده نیز ادامه خواهیم داد.

چگونه شما نیاز به موتور جست و جویی چون گوگل را پیش از دیگران فهمیدید؟

لری پیج: خوب در واقع پاسخ سوال شما به مجادله‌ای بسیار بزرگ در زمینه جست و جوی اینترنتی باز می‌گردد. در واقع ما اصلآ کارمان را با ساختن یک موتور جست و جو شروع نکردیم. اوایل سال ۱۹۹۵ بود که من گردآوری اطلاعات مربوط به پیوند (لینک) های اینترنتی را شروع کردم ، چون آن وقت هم من و هم استاد مشاورم فکر می‌کردیم که این کار خوبی است. ما در واقع نمی‌دانستیم که مشغول چه کاری هستیم و اصلآ با این اطلاعات چه کار می‌توان کرد. اما آن چه واضح بود این بود که تا آنموقع تقریبآ کسی علاقه‌ای به این موضوع نشان نداده بود. یعنی کسی نمی‌دانست و یا علاقه‌ای به دانستن این که چه صفحه‌ای با صفحات دیگر پیوند دارد نشان نداده بود. در علوم رایانه شما با کلاف های بسیاری سر و کار دارید. برای مثال اینترنت اکنون بیش از ۵ میلیارد لبه و ۲ میلیارد گره دارد. خوب این یک کلاف بسیار عظیم است. به نظرم رسید که می‌توانم این موضوع را به عنوان رساله دکترای خودم مورد بررسی قرار دهم. این موضوع در عین حال سرگرم کننده و عملی به نظر می‌رسید. به هر حال کار را با دنبال کردن این لینک ها ادامه دادم. در واقع می‌خواستم بدانم که چه لینک هایی به عنوان مثال با صفحه اصلی سایت دانشگاه استنفورد ارتباط دارند. در نهایت ما توانستیم بر اساس تعداد لینک هایی که به هر سایت داده شده بود سایت ها را رتبه بندی کنیم. بعد دیدیم که رتبه بندی بر اساس این معیار دقیقآ با پیش بینی های ما صدق می‌کرد. بنابراین تصمیم گرفتیم از همین روش برای جست و جو در اینترنت استفاده کنیم. بعد تصمیم گرفتیم یک موتور جست و جو طراحی کنیم. همان اوایل کار بود که سرگئی هم که بسیار به کاوش داده ها علاقه مند بود به پروژه ملحق شد. اساسآ ایده اصلی ما این بود که می‌توانیم یک موتور جست و جوی بهتر خلق کنیم. موتورهای جست و جو فاقد شعور هستند و نمی‌توانند میزان اهمیت صفحات را تشخیص دهند. از این رو اگر یک کاربر کلمه «استنفورد» را در یک موتور جست‌ و جو تایپ می‌کرد ، موتور جست و جو برای کاربر صفحاتی تصادفی را که در همه آنها کلمه استنفورد ذکر شده بود ردیف می‌کرد. در حالی که در مدل گوگل اهمیت یک صفحه را تعداد لینک هایی که به آن داده شده مشخص می‌کند. در رتبه بندی نتایج نیز از همین الگوریتم استفاده می‌شود.

لری ، تو در ۲۵ سالگی مدیر ارشد اجرایی شرکتی چون گوگل شدی. چه چالش ها ، سختی ها و ناکامی هایی را برای رسیدن به موقعیت کنونی در سنی به این پایینی تجربه کرده‌ای؟

به نظرم سن و سال مسئله بسیار مهمی است. اگر از نقطه نظر مدیریت افراد و نیروی انسانی ، استخدام و به طور کلی این قبیل مسائل به موضوع نگاه کنیم ، آن وقت می‌بینیم که سن و سال کم یک نقطه ضعف و البته یک مانع بزرگ به شما می‌رود. بدون شک نقطه ضعف هایی که من اکنون با آن مواجه هستم بیشتر نقطه ضعف هایی است که در طول زمان برطرف خواهد شد. فردی که ۲۰ سال سابقه مدیریت دارد حتمآ تجربیاتی کسب کرده است و بدون شک بزرگ‌ترین ایراد کار من به عنوان مدیر ارشد اجرایی فقدان تجربه مدیریتی استو البته تلاش می‌کنم به روش خود با مسئله رو‌به‌رو شوم. مثلآ تلاش می‌کنم درک کاملی از جهت گیری امور به دست آورم یا بینش و چشم اندازی از آینده را به تصویر بکشم و یا صنعتی را که در آن هستم به خوبی درک کنم. در عین حال تلاش می‌کنم درک کاملی از آن چه شرکت گوگل انجام می‌دهد به دست آورم. همچنین این مسئله را که گوگل شرکتی است که باید ۲۴ ساعت در شبانه روز کار کند و باید همین روند را ادامه دهد همواره مد نظر قرار می‌دهم. به نظرم با این تلاش ها می‌توانم تا حدی بی تجربگی ناشی از جوانی را جبران کنم.

تو چطور سرگئی ، تو به عنوان یک مدیر ارشد اجرایی جوان با چه مشکلات و چالش ها و موانعی مواجه هستی؟

اجازه بدهید این مشکلات را فهرست وار برایتان نقل کنم. چالش اول ، ارائه خدماتی است که رضایت میلیون ها نفر از کاربران را تامین کند. وقتی هنوز در استنفورد بودم روزانه فقط ده هزار نفر کاربر به موتور جست و جوی گوگل مراجعه می‌کردند اما اکنون روزانه صد‌ها میلیون عملیات جست و جو توسط گوگل انجام می‌شود. این روند ، ارتقای زیر ساخت ها را می‌طلبد که خود چالشی بزرگ به شمار می‌رود. به نظرم مدیریت نیروها ، حساس بودن به لحاظ عاطفی و کسب مهارت های لازم برای ارتباط با مردم همگی چالش های بزرگی به شمار می‌روند. من از آموختن لذت برده‌ام و همواره آموختن برای من بیشترین اهمیت را داشته است.

Google Logo - لوگو گوگل - آرم گوگل

آیا به عنوان فرزند یک خانواده مهاجر که از روسیه به آمریکا آمده‌اند با مشکلات و چالش های خاصی مواجه بودی؟

اگر چالش هم وجود داشته من از آن سود برده‌ام. من در شش سالگی به آمریکا آمدم. بنابراین به محض ورود به مدرسته ابتدایی رفتم. هیچ وقت خودم را در مدرسه آدم محبوبی نمی‌دانستم ، اما چندان هم برایم اهمیت نداشت. البته همیشه دوستانی داشتم. به نظرم بزرگ شدن در آمریکا و ترک روسیه برای من یک شانس بزرگ بود. البته می‌دانم که والدینم در سال های اولیه زندگی در آمریکا با سختی های بسیاری مواجه بودند. از آنها برای اینکه مرا به آمریکا آوردند سپاسگذارم.

به نظر می‌رسد که جوانان هم سن و سال شما تفکر ۲۴/۷ (کار در هفت روز هفته و هر ۲۴ ساعت روز) را بنیان گذاشته‌اند. آیا فکر نمی‌کنید چنین تفکری بنیان اصلی موفقیت حرفه‌ای شما را تشکیل می‌دهد؟

لری پیج: به نظرم این نوع تفکر به آدم کمک می‌کند کاملآ بر روی کاری که می‌کند تمرکز کند. این تفکر در عین حال کمک می‌کند که آدم ساعت های طولانی کار کند و من همواره تلاش کرده‌ام در زندگی توازن برقرار کنم. به نظرم بچه های زیادی در مدرسه با این تفکر رشد می‌کنند. آنها واقعآ سخت کار می‌کنند. به نظرم می‌شود در مقطعی از زندگی سخت و بی وقفه تلاش کرد اما نمی‌شود این روند را بدون توقف در تمام طول زندگی ادامه داد. در مقطعی از زندگی است که فرد نیاز به تشکیل خانواده دارد و یا زمانی فرا می‌رسد که آدم دوست دارد کارهای مورد علاقه‌اش را انجام دهد. می‌خواهم بگویم که جوان بودن مزیت بزرگی است. خوب در جوانی آدم مسئولیت زیادی ندارد.

به عنوان پرسش آخر ، فکر می‌کنید ۱۰ سال یا ۲۰ سال دیگر گوگل چه جایگاهی خواهد داشت؟

لری پیج: «هوش مصنوعی» نسخه‌ی نهایی گوگل خواهد بود. بنابراین ما تلاش خواهیم کرد نسخه نهایی گوگل ماشینی باشد که تمام اینترنت را می‌فهمد. این ماشین قادر خواهد بود آن چه را که شما به دنبال آن هستید درک کند و بنابراین قادر خواهد بود همان چیزی را که می‌خواهید به شما عرضه کند. این آشکارا همان هوش مصنوعی است. ماشینی که می‌تواند به هر سوالی که دارید پاسخ دهد. زیرا تمام پاسخ های مورد نیاز در اینترنت قرار دارد. البته تا آن زمان فاصله بسیار بسیار زیادی داریم. اما بدون شک می‌ةوانیم روز به روز به آن نزدیک‌تر شویم. این همان هدف نهایی است که ما به سوی آن در حرکتیم. این هدف از دیدگاه فلسفی نیز بسیار جذاب است. ما تمام داده ها را در اختیار داریم که می‌توانیم صدبار از تمام اطلاعات اینترنت کپی کرده و آن را ذخیره کنیم. پس می‌بینید که ما مجموعه‌ای از توانایی ها و قابلیت های جالب را در اختیار داریم ، قدرت محاسباتی بالای در اختیار داریم و در عین حال مقدار زیادی اطلاعات در اختیار داریم که قبلآ در دسترس نبودند. از دیدگاه مهندسی و علمی ساختن مجموعه‌ای منسجم با این امکانات خود یک چالش جذاب فکری و علمی به شمار می‌رود. انتظار خود من این است که ر نهایت این کار را انجام دهیم. البته جدای از موضوع گوگل من به مسائل دیگری نیز علاقه‌مند هستم که یکی از آنها مسئله حمل و نقل و انرژی پایدار است. تا به حال محض سرگرمی چند وسیله هم اختراع کرده‌ام. اما متاسفانه به دلیل نداشتند وقت کافی نتوانستم طرح هایم را به آخر برسانم.

* اگر از این مطلب خوشتان آمد احتمالآ «گفت و گو با بنیان گذار ویکی پدیا» را هم دوست خواهید داشت.
لری پیج در ویکی پدیا - سرگئی برین در ویکی پدیا

مصاحبه‌ از Achievement.org
ترجمه: حمید‌رضا فتاحی
به نقل از مجله‌ی دانشمند (شماره‌ی ۵۳۳)


ارسال این مطلب به بالاترین


آدرس طولانی پوشه‌ها را کوتاه کنید

۴ ۱۲ ۱۳۸۶

من از آدرس های طولانی برای پوشه‌ها مخصوصآ برای پوشه‌هایی که زیاد از آنها استفاده می‌کنم اصلآ خوشم نمی‌آید. چون مدت ها است که از اکسپلورر ویندوز استفاده نمی‌کنم و برای کارهای روزانه به Run ویندوز بسنده کرده‌ام. مثلآ برای دسترسی به پوشه‌ی “MyDocuments” ام دوست ندارم آدرسی طولانی مثل “C:\Documents and settings\User\MyDocuments” را تایپ کنم. و یا خیلی وقت ها پیش می‌آید که با پوشه‌ای از یک برنامه سر و کار دارم که در جای پرت و پلایی از ویندوز مثلا Program Files گم و گور شده است و از آن زیاد استفاده می‌کنم و چون فایل های مورد نیاز برنامه در آن هستند امکان تغییر مکانشان هم برایم وجود ندارد.

خوشبختانه در این جور موارد می‌شود با یک خط دستور این مشکل را حل کرد.

ابتدا از منوی Start گزینه‌ی Run را انتخاب کنید و در کادر باز شده تایپ کنید cmd و اینتر کنید.

آدرس طولانی فولدر ها را کوتاه کنید - پوشه - داس - cmd - dos

در صفحه‌ی باز شده تایپ کنید:
SUBST X: C:\Documents and settings\Username\MyDocuments

با این دستور شما به ویندوز می‌گویید از این به بعد آدرس “C:\Documents and settings\Username\MyDocuments” را با X بشناس. یعنی مثلآ اگر قبلآ عکسی در آدرس زیر داشتید:

C:\Documents and settings\Username\MyDocuments\Picture.jpg

تبدیل می‌شود به:

X:\Picture.jpg

اگر دستور SUBST خالی را وارد کنید درایو های مجازی‌ای که ساخته‌اید را به شما نشان می‌دهد.

آدرس طولانی فولدر ها را کوتاه کنید - پوشه - داس - cmd - dos

فقط این کار یک مشکل کوچک دارد آن هم این است که بعد از ریستارت شدن سیستم این میانبر از بین می‌رود. اگر می‌خواهید این کار را به صورت همیشگی انجام دهید می‌توانید از برنامه‌ی رایگان و ساده‌ی Visual Subst استفاده کنید که این دستور را در هر بار شروع ویندوز اجرا کند و همچنین به شما امکان مدیریت این میانبر ها را می‌دهد.

اگر به صرفه جویی کلیک علاقه دارید یا دنبال راه های بیشتری برای دسترسی های آسان تر می‌گردید مطلب «دسترسی به پوشه های بیشتر استفاده شده با یک کلیک» را ببینید.

 

دریافت Visual Subst - حجم: 77KB

از Raymond.cc یاد گرفتم


ارسال این مطلب به بالاترین


در اینباکس‌تان تله بگذارید

۲ ۱۲ ۱۳۸۶

هیچ کس خوشش نمی‌آید کسی نامه هایش را بخواند و در آن ها سرک بکشد و همه از احساس امنیت در حریم شخصی خودشان لذت می‌برند. گاهی آدم نگران می‌شود که شاید کسی ایمیل های من را می‌خواند و بعد هم خیلی راحت آنها را “Mark as unread” می‌کند و من هم بی‌خبرم و از آنجایی که حتی سرویس های مطرح ایمیل مثل یاهو و جیمیل در حال حاظر قابلیت نشان دادن آخرین ورود (Last Login) را ندارند هیچ راهی وجود ندارد که شما بفهمید آیا این ایمیل قبلآ خوانده شده است یا خیر. در این جور موارد عوض کردن رمز عبور هم زیاد کاری از کار پیش نمی‌برد چون ممکن است سیستم شما آلوده شده باشد و رمز جدید شما هم برای فرد دوباره ارسال شود و در این موارد فرمت کردن کامل هارد و سپس عوض کردن رمز عبور منطقی ترین کار ممکن است.

اما شما می‌توانید یک تله‌ی درست و حسابی در اینباکس تان کاربگذارید تا مچ کسی که ایمیل هایتان را می‌خواند بگیرید ، چطوری؟ خیلی ساده:

ابتدا به اینجا رفته و یک اکانت برای خودتان بسازید. لازم نیست اطلاعات شخصی واقعی وارد کنید ، یک ایمیل معتبر کافیست. حالا یک ایمیل از طرف OneStat برای شما ارسال می‌شود که حاوی یک کد ضمیمه شده با پسوند TXT است. کد را ذخیره کنید.

سایت LinkBlip به شما کمک می‌کند بفهمید که آیا کسی روی یک لینک خاص کلیک کرده یا خیر (اطلاعات بیشتر راجع به این سرویس در وبلاگ یک پزشک) وارد LinkBlip شوید و در خط اول آدرس ایمیل‌تان (به غیر از ایمیلی که می‌خواهید در آن تله بگذارید) را وارد کنید و در خط دوم هم آدرس هر سایتی که دلتان می‌خواهد را وارد کنید ، مثلآ گوگل یا یاهو ، این صفحه ‌ای است که طرف بعد از باز کردن تله می‌بیند. می‌توانید یک صفحه حاوی یک پیغام که شما مچ او را گرفته‌اید هم بگذارید.

LinkBlip - آیا کسی ایمیل های من را خوانده؟

حالا LinkBlip به شما یک URL مثلآ http://lburl.com/xxxx می‌دهد. کد زیر را کپی کنید و در اولین خط کدی که OneStat برایتان فرستاده بود قرار دهید (به جای http://lburl.com/xxxx آدرسی که LinkBlip به شما داده است را بگذارید.)

<head><meta http-equiv="refresh" content="0;url=http://lburl.com/xxxx"></head>

در اینباکس تان تله بگذارید - زنگوله

حالا کد ویرایش شده را با پسوند html ذخیره کنید و یک نام وسوسه کننده برای آن انتخاب کنید. مثلآ: Bank_Parsian_Passwords.html حالا این فایل را ضمیمه (Attach) کنید به یک ایمیل با یک عنوان وسوسه کننده مثلآ همان “Bank Parsian Passwords” و به آن ایمیلتان که می‌خواهید آن را زیر نظر بگیرید بفرستید.

حالا هر وقت آن ایمیل باز شود به ایمیل دیگرتان که در LinkBlip وارد کردید یک پیغام ارسال می‌شود که به شما خبر می‌دهد که کسی روی آن لینک کلیک کرده (ایمیل را باز کرده) و حاوی لینکی است که در آن می‌توانید زمان و مکان باز شدن لینک را ببینید.

LinkBlip - آیا کسی ایمیل های من را خوانده؟

برای اطلاعات دقیق تر باید در سایت OneStat لاگین کنید و از منوی سمت چپ از Visitors Info گزینه‌ی Last20 Visitors را انتخاب کنید تا اطلاعاتی مثل IP و… را ببینید.

خلاصه‌ی آموزش:
۱- ثبت نام در سایت OneStat
۲- ساختن یک لینک در سایت LinkBlip با یک ایمیل دیگرتان به غیر از آن که می‌خواهید تله در آن بگذارید.
۳- اضافه کردن کد ذکر شده در بالا به اولین خط کدی که OneStat برای شما ارسال می‌کند.
۴- ذخیره کردن کد کامل ویرایش شده با پسوند html و ارسال آن به آن ایمیل‌تان که می‌خواهید در آن تله بگذارید.

خلاصه‌ی طرز کار:
OneStat بازدید کننده های یک صفحه را زیر نظر می‌گیرد و اطلاعات آنها را ذخیره می‌کند. LinkBlip وقتی روی URL هایی که به شما می‌دهد کلیک شود به شما با ایمیل اطلاع می‌دهد. وقتی شما کدی که در بالا نوشته شده را اول کد OneStat اضافه می‌کنید دو کار انجام می‌دهدی یکی اینکه اطلاعات فرد مثل آی پی و غیره را ذخیره می‌کنید (با کد OneStat) دومآ فرد را ناخواسته به لینکی که با LinkBlip ساخته‌اید هدایت می‌کنید و بدین ترتیب می‌فهمید که طرف ایمیل را باز کرده است. حالا از طریق آماری که OneStat به شما می‌دهد می‌توانید مچ فردی که ایمیل های شما را می‌خواند بگیرید.

OneStat - آیا کسی ایمیل های من را خوانده؟

نکات مهم:
* آقایون و خانم های حرفه‌ای از سادگی زیاد مطلب گیج نشوید. شما بدون اینکه مطلب را مو به مو دنبال کنید می‌توانید در کمتر از ۵ دقیقه این کار را انجام دهید. خیلی ساده است.

* لینک های LinkBlip فقط یک بار کار می‌کنند! این یعنی اگر ایمیلی که می‌فرستید را حتی برای تست یک بار باز کنید دیگر تله‌ی شما از کار می‌افتد و باید یک لینک جدید جایگزین آن کنید. سعی کنید لینک تان را همیشه تازه نگه دارید.

از Raymond.cc یاد گرفتم.


ارسال این مطلب به بالاترین


خبر های داغ را شکار کنید

۳۰ ۱۱ ۱۳۸۶

اولین نوشته های اخبار داغ (اگر خوب نوشته شده باشد)همیشه بسیار محبوب می‌شوند چون مثلآ در فضای فارسی اولین منتشر کننده شما بوده‌اید و اگر بعدآ بقیه هم راجع به آن موضوع بنویسند به مطلب شما اشاره می‌کنند و همچنین افراد غیر وبلاگ نویس هم برای به اشتراک گذاشتن آن خبر مهم منتظر انتشار خبر از سایر منابع نمی‌شوند. پس نتیجه می‌گیریم زود شکار کردن خبر های داغ یکی از عوامل های مهم موفقیت وبلاگ است.

حالا چطوری خبر های داغ را زودتر شکار کنیم؟

۱- در فید خوانتان یک پوشه‌ی جدید ایجاد کنید ، مثلآ من نامش را گذاشتم Alerts.

۲- فید (خوراک) منابع رسمی مثلآ وبلاگ گوگل ، موزیلا ، مایکروسافت و… را به پوشه‌ی جدیدتان اضافه کنید.

گوگل ریدر - Google Reader - خبر های داغ را شکار کنید

توجه کنید قرار نیست این پوشه‌ی شما هر روز بیست مطلب تازه داشته باشد چون دیگر کارایی خودش را از دست می‌دهد. شما باید روی این پوشه وسواس داشته باشید و همیشه اولویت را با خواندن مطالب آن قرار دهید. سعی کنید تا جای ممکن خوراک ها را تصفیه کنید ، یعنی مثلآ فقط مشترک قسمت اخبار یک شرکت شوید نه مشترک کل مطالب.

مثلآ:
فید وبلاگ رسمی گوگل
فید وبلاگ رسمی فایرفاکس
فید وبلاگ رسمی اوبونتو
فید وبلاگ رسمی وردپرس

حالا اخبار مهم ، داغ و تازه در دسترس شماست!

«موفق کسی است که بیشتر ، دورتر و زودتر از دیگران ببیند.»
Leroy Eimes


ارسال این مطلب به بالاترین


با این لنز ها مانیتور منسوخ می‌شود

۲۶ ۱۱ ۱۳۸۶

اخیرآ راجع به این فناوری جدید صحبت های زیادی شد ولی این یکی جدی تر از بقیه است. حتمآ شما هم تصاویر خیالی استفاده از چنین فناوری‌ای را در فیلم هایی نظیر Terminator دیده‌اید. چشمانی که چیزی از یک کامپیوتر پیشرفته کم ندارد می‌توانید تصویر جلوی چشمانتان را زوم کنید ، سرعت ماشین ها را جلوی چشمتان ببینید ، محاسبات پیشرفته برای راه رفتن ، پریدن ، رد شدن از خیابان و… انجام دهید. فعلآ زیاد خوشحال نشوید چون هنوز انقدر به این فناوری نزدیک نشده‌ایم که شما فردا یک جفت لنز کامپیوتری از مغازه بخرید و در چشمانتون بیندازید و ایمیل هایتان را با آن چک کنید ولی آن قدر هم دور نیستیم.

بابک پرویز محقق و دانشمند ایرانی مقیم آمریکا - Babak Parviz

بخش عظیمی از این فناوری زیر نظر دانشمندان ایرانی نظیر احسان سعیدی و بابک پرویز می‌باشد

محققان دانشگاه واشنگتون آمریکا لنزی ساخته‌اند که با آن تمام این رویا ها برای شما به واقعیت تبدیل می‌شوند. این لنز یک کیت پیشرفته در ابعاد میکروسکوپی دارد که قابلیت نور افشانی دارد و به خوبی دیود های قرمز نور افشانی می‌کنند البته این نور افشانی هنوز برای تشکیل تصاویر با کیفیت و خوب کافی نیست.
این اولین بار است که محققان این دانشگاه برای ساخت وسیله‌ای سازگار با بدن انسان از تکنیک های صنعتی در ابعاد میکروسکوپی استفاده می‌کنند.

با لنز های کامپیوتری مانیتور بی معنا می‌شود

این لنز ها ضخامتی به اندازه‌ی یک هزارم موی انسان دارند!

بابک پرویز یکی از همیار پروفسور (Assistant Professor) های دانشگاه واشنگتن در این رابطه می‌گوید:

«انداختن و برداشتن این لنز به راحتی لنز های معمولی چشمی است و استفاده کننده وجود لنز در چشمش را احساس نمی‌کند. هنوز با عملی شدن کامل این فناوری برای عموم و انسان ها فاصله‌ی نسبتآ زیادی داریم ولی ما به عملی شدن آن بسیار امیدواریم.»

از آنجا که بر همگان روشن است این فناوری کاربرد های بسیار زیادی دارد. مثلآ خلبان ها و راننده ها می‌توانند سرعت اجسام را جلوی چشمشان ببینند و حتی به راحتی بفهمند چند ثانیه دیگر با چه سرعتی به مانع می‌رسند و آیا با آن برخورد خواهند کرد یا خیر ، شرکت های بازی های کامپیوتری می‌توانند نسل جدید بازی های خود را ارائه کنند و افراد خودشان را عینآ در محیط بازی و فیلم احساس خواهند کرد.
مردم می‌توانند در کنار اینکه به کار روزانه‌ی خودشان می‌رسند مثلآ در تاکسی ایمیل های خود را جلوی چشمانشان چک کنند (گویی مانیتوری نامریی روی هوا است) و البته فقط خودشان آن تصویر را خواهند دید.

نمونه‌ی آزمایشی این لنز بیشتر از ۲۰ دقیقه روی یک خرگوش تست شده و خرگوش هیچ رفتار غیر‌طبیعی از خود نشان نداده است.
در ساختن این لنز ها رقابت سختی وجود دارد زیرا مواد سازگار با بدن بسیار حساس و ظریف هستند و استفاده از مواد غیر آلی در این لنز ها باعث افزایش دما و ترشح مواد شیمیایی مضر می‌شود.

لنز کامپیوتری آزمایشی کار گذاشته شده در چشم خرگوش

با پیشرفت این فناوری مانیتور های امروزی منسوخ خواهند شد!

این لنز ها از لایه های بسیا بسیار نازک فلزی (به ضخامت یک هزارم موی انسان) ساخته شده‌اند و دید مصرف کننده را خوب یا تقویت نمی‌کنند ولی می‌توان از این فناوری روی لنز های طبی هم استفاده کرد. این فناوری در کل مانع یا باعث اختلال دید استفاده کننده نمی‌شود.

بابک پرویز گفت: «در چشم فضای زیادی برای کار گذاشتن ابزار های مختلف وجود دارد! و ما پیش بینی می‌کنیم در سال های آینده حتی قابلیت های وایرلس (Wireless) به این لنز اضافه شود و امیدواریم بتوانیم انرژی مورد نیاز این لنز را از طیف خاصی از امواج یا با کار گذاشتن سلول های خورشیدی در آن تامین کنیم.»
در حال حاظر نمونه‌ی کامل از این لنز وجود ندارد ولی یک نمونه‌ی آزمایشی با تعداد پیکسل های کم ساخته شده است.

بابک پرویز ؟
خوشحالم که حتی اگر این فناوری ها را در کشور خودمان نداریم باز هم حضور فعال نوابغ ایرانی را در صحنه های علمی می‌بینم. بابک پرویز محقق و دانشمند جوان ایرانی سوابق درخشانی در معتبرترین دانشگاه های آمریکا و ایران دارد. او در سال ۱۳۷۰ مقام اختراع برتر در جشنواره‌ی خوارزمی را از آن خود کرد و در مجله های معتبر علمی به عنوان محقق برتر برگزیده شده است و در سال ۲۰۰۷ در دانشگاه MIT به عنوان مخترع جوان برتر انتخاب شد. اطلاعات بیشتر راجع به او را در اینجا بخوانید.

پی نوشت : به نظر میاد آرزوی گیکی سوم حامد عزتی عزیز داره برآورده میشه.

منبع: UWNews


ارسال این مطلب به بالاترین


باز کردن فایل ها با نت‌پد بدون دردسر

۲۶ ۱۱ ۱۳۸۶

از حق نگذریم خیلی وقت ها هیچ چیز جای نت پد ویندوز را نمی‌گیرد. مثلآ خود من خیلی وقت ها با اینکه به صورت پیش فرض فایل های PHP را با Dev-PHP باز می‌کنم ترجیح میدم آنها را با نت پد باز کنم و برای این کار کلیک راست می‌کنم و از قسمت OpenWith نت پد را انتخاب می‌کنم.

حالا می‌توانید این فایل را دریافت و اجرا کنید تا از این به بعد یک گزینه با عنوان “Open with Notepad” به منوی کلیک راست شما اضافه شود و به این صورت دو کلیک و دو ثانیه زمان صرفه جویی می‌کنید.

باز کردن فایل ها با نت پد بدون دردسر

اگر نمی‌خواهید فایل را اجرا کنید می‌توانید کد زیر را در یک فایل با پسوند Reg. ذخیره و اجرا کنید.

Windows Registry Editor Version 5.00
[HKEY_CLASSES_ROOT\*\shell\Open with Notepad]
[HKEY_CLASSES_ROOT\*\shell\Open with Notepad\command]
@=”notepad.exe %1″

بازگشت به حالت اولیه (Undo) :

Windows Registry Editor Version 5.00
[-HKEY_CLASSES_ROOT\*\shell\Open with Notepad]

اگر می‌خواهید کلیک های بیشتری صرفه جویی کنید « دسترسی به پوشه های بیشتر استفاده شده با ۱ کلیک» را ببینید.

از HowToGeek یاد گرفتم.


ارسال این مطلب به بالاترین


دفترچه تلفن آنلاین با طعم وردپرس

۲۲ ۱۱ ۱۳۸۶

وردپرس واقعآ یک سیستم مدیریت محتوای تمام عیار محسوب میشه و یک خط کدش میرزه به این نرم افزار های چند میلیون تومانی که الان مد شده (CMS هایی که شرکت های هاستینگ ارائه می‌کنند). امروز می‌خواهیم یک دفترچه تلفن آنلاین کوچک با وردپرس راه بیندازیم که صد البته می‌توانید استفاده هایی غیر از دفترچه تلفن از آن بکنید. مثلآ بسیاری از مغازه دار ها نیاز به سیستم مدیریت قیمت اجناسشان دارند که مخصوصآ اگر نیاز به محیط آنلاین داشته باشند سفارش می‌دهند و چند صد هزار تومان هزینه می‌کنند تا آخر هم یک سری کد دزدیده شده به همراه صدها باگ به اونها تحویل داده میشه و آنها هم از همه جا بی خبر.

به عنوان مثال از کاربرد های این ترفند می‌توان به ایجاد دفترچه تلفن آنلاین ، مدیریت آنلاین قیمت اجناس ، لیست نمرات یا قبولی و مردودی دانش آموزان و سایر کارهایی که نیاز به مدیریت آنلاین داده های کوچک دارد اشاره کرد.
و البته لازم به ذکر است که شاید این سیستم به دلیل ساختار عمومی آن تمام نیاز های شخصی و تخصصی یک سازمان یا شرکت گسترده را نتواند پوشش دهد ولی مسلمآ برای کارهای نسبتآ کوچک یا شخصی بهترین و ارزان ترین گزینه است.

خوب حالا بریم سراغ روش انجام این ترفند (Demo Here):

۱- ابتدا وردپرس را نصب و افزونه ها و قالب زیر را به آن اضافه می‌کنیم.

افزونه ها:
Custom Write Panel , Members Only , WordPress 2.3 Related Posts , Search Everything

* اگر از نسخه های قدیمی تر از ۲.۳ وردپرس استفاده می‌کنید این Custom Write Panel را بجای لینک بالا بگیرید.

قالب: WP Contact Manager

پس از آپلود کردن افزونه ها و قالب مخصوص ، آنها را فعال کنید. عکس ها مرحله به مرحله برای افراد مبتدی گویای ماجرا هستند. (از چپ به راست)

طریقه ساخت دفترچه تلفن - سیستم مدیریت قیمت - وردپرس….طریقه ساخت دفترچه تلفن - سیستم مدیریت قیمت - وردپرس….طریقه ساخت دفترچه تلفن - سیستم مدیریت قیمت - وردپرس….طریقه ساخت دفترچه تلفن - سیستم مدیریت قیمت - وردپرس

* من در اینجا وردپرس را از کنترل پنل هاست و از طریق Fantastico نصب کرده‌ام.
* برای بزرگ شدن عکس ها روی آنها کلیک کنید.

۲- یک دسته (Category) جدید با نام Contacts بسازید. مطمئن شوید که این اولین دسته‌ای است که می‌سازید و ID آن حتمآ باید ۳ باشد.

طریقه ساخت دفترچه تلفن - سیستم مدیریت قیمت - وردپرس

۳- از منوی Options گزینه‌ی WP23 Related Posts را انتخاب کنید و محتوای فیلد های آن را مثل شکل عوض کنید و تنظیمات را ذخیره کنید. (می‌توانید در فیلد اول و سوم هر چیز دیگری که می‌خواهید بنویسید.)

طریقه ساخت دفترچه تلفن - سیستم مدیریت قیمت - وردپرس

۴- از منوی Options گزینه‌ی Search Everything را انتخاب کنید و گزینه های “Search Every Tag” و “Search every custom field” را تیک بزنید و تنظیمات را ذخیره کنید.

طریقه ساخت دفترچه تلفن - سیستم مدیریت قیمت - وردپرس

۵- از منوی Manage وارد گزینه‌ی Custom Write Panel شوید و روی دکمه‌ی Create Custom Write Panel کلیک کنید. فیلد های مورد نظر را مثل شکل زیر پر کنید و تنظیمات را ذخیره کنید.

طریقه ساخت دفترچه تلفن - سیستم مدیریت قیمت - وردپرس

* برای انتخاب ۲ گزینه از لیست‌ “Standard Fields” کلید کنترل را پایین نگه دارید و روی گزینه های مورد نظر کلیک کنید.

۶- بعد از انجام مرحله‌ی قبل از منوی Manage گزینه‌ی Custom Write Panel را انتخاب کنید و روی دکمه‌ی View کلیک کنید. سپس Create Custom Field را کلیک کنید. حالا باید فیلد های دفترچه یادداشت تان را تنظیم کنید مثلآ نام،نام خانوادگی،تلفن،ایمیل و… فیلد ها را عینآ مطابق جدول زیر بسازید:

طریقه ساخت دفترچه تلفن - سیستم مدیریت قیمت - وردپرس

۷- از منوی Write گزینه‌ی Add Contact را انتخاب کنید و اطلاعات مورد نظر را وارد کنید. (توجه کنید دو فیلد Title و Post نباید خالی رها شوند.) حالا روی Publish کلیک کنید و صفحه‌ی خانه را باز کنید تا نتیجه را ببینید.

طریقه ساخت دفترچه تلفن - سیستم مدیریت قیمت - وردپرس

نمونه‌ای از این کار را اینجا ببینید. (Demo)

برای رمزگذاری و محدود کردن دسترسی به صفحه ، از منوی Options گزینه‌ی Members Only را انتخاب کنید و تنظیمات آن را مانند شکل زیر تغییر دهید. از این به بعد فقط کاربر هایی که از قسمت Users وردپرس می‌سازید به صفحه دسترسی دارند.

طریقه ساخت دفترچه تلفن - سیستم مدیریت قیمت - وردپرس

برای اضافه کردن فیلد های دلخواه دیگر باید کمی ویرایش کد کنید ، به هر حال جزییات برخی از فیلد های دیگری که ممکن است به دردتان بخورد و نیاز به ویرایش کد ندارد را می‌توانید در اینجا ببینید.

از TheDesignCanopy یاد گرفتم.


ارسال این مطلب به بالاترین


ولنتاین بیگانه را تحریم میکنیم

۲۱ ۱۱ ۱۳۸۶

شما که خواننده‌ی همیشگی زنگوله هستید حتمآ می‌دانید که من در این وبلاگ حرف دل نمی‌زنم ، مطالب زرد و هرز نمی‌نویسم زیرا خودم را موظف می‌دانم اطلاعاتی که شما می‌خواهید را به شما عرضه کنم و اینجا را دفتر نقاشی خودم نمی‌دانم که با نوشتن هر مطلبی باعث زنجیده شدن و گرفتن وقت شما شوم. ولی در این پست حرف دل می‌زنم زیرا احساس مسولیت می‌کنم.

چند سالی است که جشن بیگانه‌‌ی ولنتاین در بین جوانان ایرانی بسیار رواج پیدا کرده و هر سال نزدیک های ۲۵ام بهمن مغازه های عروسک فروشی حال و هوای دیگری پیدا می‌کنند و با فروختن کادوهای ولنتاین جیب هایشان را پر از پول می‌کنند.
من عاشق جشن و شادی هستم و از هر بهانه‌ای برای لحظه‌ای هر چند کوتاه برای شاد بودن استقبال می‌کنم ولی ولنتاین و حتی سایر مراسم ما جنبه‌ی دیگری پیدا کرده است و این من را آزار می‌دهد.

بیایید رو راست باشیم ، اکثر مراسم ما به علت مشکلات و بحران های اجتماعی تبدیل به مراسم دختربازی و خیابان گردی شده است ، این طور نیست؟ یک بار به محیط اطرافتان نگاه کنید و دوباره فکر کنید.جشن اسفندگان جایگزینی ایرانی برای ولنتاین - ولنتاین را تحریم می‌کنیم

چهارشنبه سوری ، تاسوعا عاشورا و ده ها رسم و رسوم و آداب های کهن ما از هدف خودشان دور شده‌اند. تاکید می‌کنم که نمی‌خواهم عبارت های معروف «آسوده بخواب کوروش که سربازانت همیشه بیدارند» و… که فقط شعار هستند را در گوش شما فرو کنم. می‌خواهم دست در دست هم دهیم و قدمی هر چند کوچک در جهت حفظ فرهنگ بر باد رفته‌ی خودمان برداریم.

می‌خواهیم به کمک هم ولنتاین بیگانه را تحریم کنیم و آیین باستانی خودمان را جایگزین آن کنیم!

ایرانیان باستان جشنی به نام «اسفندگان» داشتند که دقیقآ مثل روز ولنتاین بود ، توصیه می‌کنم اطلاعات بیشتر راجع به آن را در اینجا بخوانید (اگر مسدود بود این را امتحان کنید).

جشن اسفندگان جایگزینی ایرانی برای ولنتاین - ولنتاین را تحریم می‌کنیم

لازم نیست شما تابع جمع باشید ، اگر می‌بینید عده‌ای کورکورانه مثل طوطی سخنگو و میمون هرکس هر چه می‌گوید و هر کار می‌کند تقلید می‌کنند شما متفاوت باشید و با افتخار بگویید که «من با شما فرق دارم! من آزادانه می‌اندیشم و هرچقدر که بتوانم از فرهنگ کشورم دفاع می‌کنم».

بیایید از امسال متفاوت بودن را شروع کنیم ، امسال روز ولنتاین به همسر،نامزد،دوست دختر/پسر خودتان بگویید «بیا از این به بعد به جای ولنتاین اسفندگان رو جشن بگیریم.» می‌توانید چاشنی کار رو بیشتر کنید و به یکدیگر هدایای ایرانی بدهید ، یک جلد شاهنامه را با یک شاخه رز تزیین کنید و در صفحه‌ی اول آن یک متن عاشقانه بنویسید ، غذای ایرانی میل کنید و به موسیقی سنتی اصیل ایرانی گوش دهید. بهتر نیست؟ زیرکانه تر نیست؟

آیا می‌دانید ایرانیان باستان جزو شادترین مردمان دنیا بوده‌اند؟ و جشن های خیلی خیلی زیادی داشتند؟ این کتاب الکترونیکی را دریافت کنید تا لیست آنها را ببینید.

من امسال دیگر زیر بار خیانت به اجدادم نمی‌روم!
اگر امروز ولنتاین را جشن بگیرم فردا کریسمس و عید پاک را جشن خواهم گرفت.
من هر کجا که باشم آداب و رسوم پاک اجدادم را حفظ می‌کنم و با جان و دل از آن محافظت می‌کنم.

تاریخچه‌ی ولنتاین (فارسی)
تاریخچه‌ی ولنتاین (انگلیسی)


ارسال این مطلب به بالاترین


ابزار های پنهان ویندوز

۱۹ ۱۱ ۱۳۸۶

Private Character Editor: با این نرم افزار می‌توانید کاراکتر های فونت های مختلف را ویرایش کنید یا برای خود فونت بسازید.
نحوه اجرا کردن: از منوی Start گزینه‌ی Run را انتخاب کنید و در کادر باز شده تایپ کنید eudcedit

iExpress: با این نرم افزار می‌توانید برای برنامه ها یا فایل های خود Installer بسازید.
نحوه اجرا کردن: از منوی Start گزینه‌ی Run را انتخاب کنید و در کادر باز شده تایپ کنید iexpress

Private Character Editor ScreenShot - Zangoole.com………..نرم افزار های پنهان ویندوز - Dr Watson Screenshot

Dr.Watson: این نرم افزار خطا های رخ داده در ویندوز یا سایز نرم افزار ها را پیگیری و ذخیره می‌کند و بدین وسیله توسعه دهندگان نرم افزار یا حتی خود شما قادر خواهید بود ایراد موجود را رفع کنید.
نحوه اجرا کردن: از منوی Start گزینه‌ی Run را انتخاب کنید و در کادر باز شده تایپ کنید drwtsn32

Media Player 5.1: بله شما ویندوز مدیا پلیر ۱۰ یا ۱۱ را به صورت پیش فرض روی سیستمتان دارید ولی نسخه‌ی 5.1 آن هنوز روی سیستم شما وجود دارد.
نحوه اجرا کردن: از منوی Start گزینه‌ی Run را انتخاب کنید و در کادر باز شده تایپ کنید mplay32

نرم افزار های پنهان ویندوز - Windows Media Player 5.1

منبع: Alfred.Co.In


ارسال این مطلب به بالاترین


فید هایتان را تصفیه کنید

۱۷ ۱۱ ۱۳۸۶

اسپم لازم نیست حتمآ یک ایمیل یا یک کامنت باشد. مقالاتی از فید های مختلف که شما اصلآ نمی‌خواهید آنها را ببینید گاهی اوقات از اسپم های ایمیل نیز بدتر می‌شوند. برای مثال من از دیدن اخبار های مربوط به درگیری های فلسطین ، نوار غزه ، انرژی هسته‌ای ، انتخابات آمریکا و… واقعآ خسته شده‌ام و اصلآ از خواندن آنها خوشم نمی‌آید و در عین حال به سایر مسائل سیاسی علاقه‌مندم. در این وضعیت Feed Rinse به کمک شما می‌آید و فید هایتان را تصفیه و تر و تمیز می‌کند.

روش حذف یک سری از مطالب خاص از فید - فید هایتان را تصفیه کنید - زنگوله

ابتدا در سایت (کاملآ رایگان) ثبت نام کنید و آدرس فید مورد نظر یا خوراک های خود را در قالب OPML وارد کنید.
سپس از قسمت “Your Channels” یک کانال جدید بسازید و فید های مورد نظرتان را به لیست اضافه کنید و در قسمت زیرین نوع جداسازی فید ها را انتخاب کنید مثلآ می‌توانید نوشته های مربوط به یک نویسنده‌ی خاص را حذف کنید یا پست هایی که کلمات مورد نظر شما را در تیتر یا متن یا برچسب ها دارند نبینید.

روش حذف یک سری از مطالب خاص از فید - فید هایتان را تصفیه کنید - زنگوله

سپس بر روی آیکون کمرنگ کنار اسم کانال کلیک کنید و نوع خروجی خود را انتخاب کنید و از فید تر و تمیزتان لذت ببرید.
حالا می‌توانید خوراکتان را بدون حملات رژیم صهیونیستی و بمب های نوار غزه میل کنید!

* سایت با حروف فارسی کمی مشکل دارد ولی به راحتی قابل استفاده است. البته نگران نباشید من با مدیران این سایت مکاتبه کرده‌ام و طبق وعده‌ای که داده‌‌اند به زودی پشتیبانی از یونیکد UTF-8 نیز تکمیل می‌شود.


ارسال این مطلب به بالاترین


 صفحه قبل