مشاهده ویدیو های یوتیوب بدون مزاحمت ، کامنت و پیشنهادات بی شرمانه!

۸ ۰۱ ۱۳۸۸

دیدن ویدیو های موجود در یوتیوب همیشه خالی از دردسر نیست. صفحه شلوغ لیست ویدیو های پیشنهادی و خصوصآ برخی از کامنت های کاربران باعث آزار خیلی ها می شود. با Quietube می توانید خیلی راحت فقط ویدیو مورد نظرتان را تماشا کنید. بدون هیچ مزاحمتی!

ابتدا وارد Quietube شوید. حالا دکمه مخصوص را Drag & Drop (با موس بکشید و ول کنید) روی Bookmark های تان. (عکس کمکی)

حالا فقط کافیست در وقتی در صفحه ویدیو یوتیوب هستید روی دکمه کلیک کنید. این دکمه همچنین در سایت های Vimeo و Viddler کار می کند. سایت های بیشتر هم به زودی پشتیبانی خواهند شد.

نتیجه را مقایسه کنید:

(برای دیدن اندازه اصلی کلیک کنید)

Youtube Queitube

Youtube Queitube

Quietube همچنین آدرس کوتاه ویدیو را به شما می دهد که آن را با دیگران به اشتراک بگذارید. این سرویس مفید توسط James Bridlle و Peter Collingridge ساخته شده است.



ده چیزی که امروز به خاطر آنها ناراحتید ولی ده سال دیگر به یادشان هم نخواهید آورد!

۶ ۰۱ ۱۳۸۸

چند روز پیش این مطلب را در سایت PickTheBrain دیدم و به نظرم مطلب خوبی آمد. آن را با کمی تغییر در اینجا منتشر می کنم. خوب ، عنوان گویاست! «ده چیزی که امروز به خاطر آنها ناراحتید ولی ده سال دیگر به یادشان هم نخواهید آورد!» این مطلب خصوصآ چون نوروز هم هست فکر می کنم خیلی به درد بخورد که اگر تعطیلات تان را به خاطر مشکلات کوچک به خودتان زهر مار کرده اید تجدید نظری در تفکر تان بکنید!

بعضی وقت ها چیز های کوچک اعصاب ما را بی خودی و زیادی خورد می کنند. بعضی ها هم کلآ این اخلاق را دارند که هر مشکلی را فاجعه ببینند و فقط دنبال بهانه می گردند برای ناراحت بودن. چیز هایی که واقعآ چند ساعت هم اهمیت ندارند چه برسد به ده سال! وقتی واقعآ تاثیر بدی در زندگی دراز مدت شما نخواهند داشت چرا باید بی خود روز خود و اطرافیان تان را تلخ کنید؟

ده مورد زیر شاید امروز اهمیت داشته باشند ولی ده سال دیگر آنها را حتی به یاد هم نخواهید آورید:

1- غلط املایی در پستی که نوشتید!

2- عوضی ای که امروز تو خیابون موقع رانندگی بهتان فحش داد!

3- لنگه جورابی که وقتی مادر زن تان آمد روی دسته صندلی آشپزخانه بود!

4- خروجی ای که توی اتوبان رد کردید!

5- کتاب هایی که سه روز دیر به کتابخانه پس دادید!

6- رفتن برق وقتی داشتید برنامه مورد علاقه تان را تماشا می کردید!

7- کامنتی که زیر پست درد دل های شما داشتن «وب خوب» را به شما یادآوری می کند و درخواست تبادل لینک می کند!

8- هزار تومان اضافه ای که اشتباهی به راننده تاکسی دادید!

9- بچه ای که بهتان زبان درازی کرد!

10- خراشی که موقع اصلاح روی صورت تان افتاد!

حالا مواردی را بخوانید که ده سال دیگر از اینکه امروز یا این روز ها آنها را انجام داده اید خیلی خوشحال خواهید شد:

1- نوشتن ایده ها و هدف های تان!

2- کار کردن در ساعاتی از روز که بیشترین انرژی و کارایی را دارید!

3- گفتن «دوستت دارم» به همسر و فرزندانتان!

4- خوردن کلی میوه و سبزیجات!

5- نیم ساعت پیاده روی ، طلوع آفتاب ، هوای صبح ، ورزش!

6- زود بیدار شدن برای کار کردن روی چیزی که واقعآ برای تان مهم است!

7- وقت گذاشتن برای یاد گرفتن یک حرفه تازه یا به روز کردن اطلاعات فعلی تان!

8- وقت گذاشتن برای خودتان ، برای فکر کردن ، برای آرامش!

9- دادن یک تست کامل پزشکی!

10- ترک یک عادت بد! ، ترک سیگار!

نظرتون چیه؟ با خودتان رو راست باشید! یک لحظه فکر کنید. ده سال دیگر ، سال 1398 به کدام یکی فکر می کنید؟ لنگه جورابی که توی آشپزخانه بود؟ خروجی اتوبان؟ یا کم کاری های بزرگی که در راه رسیدن به اهداف تان کردید؟

به جای اینکه خودتان را بی خود نگران چیز های کوچکی کنید که یکی دو روز بعد فراموش می کنید روی اهدافی تمرکز کنید که در دراز مدت باعث موفقیت و رضایت شما از زندگی می شوند.



با اصل ۹۰ به ۱۰ زندگی تان را متحول کنید

۱۹ ۱۲ ۱۳۸۷

متن انگلیسی این مطلب برای من ایمیل شده بود. به نظرم جالب اومد و ترجمه آن را هم جای دیگری به فارسی پیدا نکردم. پس خودم ترجمه کردم و البته یه چیز هایی هم بهش اضافه کردم.

نمی دونم باید یادآوری کنم یا نه ولی این از همان «این جور مطالب» است. قبل از اینکه بخواهید اصل 90 به 10 را بخوانید باید بدانید که این اصل تمامآ مربوط به عکس العمل شما نسبت به اتفاق های مختلف است. اینکه این اصل زندگی شما را متحول خواهد کرد یا نه به عکس العمل شما نسبت به این مطلب مربوط می شود. اگر به چشم «یک مزخرف دیگه» بهش نگاه کنید قطعآ عمل نخواهد کرد ، البته من هم از شما نمی خواهم بدون تفکر قبولش کنید فقط قبل از اینکه فراموشش کنید با ذهن باز و بی طرف درباره اش فکر کنید و چند بار امتحانش کنید.

اصلآ چی هست این 90 به 10؟

این اصل میگه 10 درصد زندگی خارج از کنترل ولی 90 درصد آن تحت کنترل ما است و خوب یا بد بودن آن به عکس العمل ما مربوط می شود. تاخیر ساعت پرواز هواپیما ، خراب شدن ماشین یا فوت یکی نزدیکان مان دست ما نیست ، ما روی این 10 درصد کنترلی نداریم ولی 90 درصد باقی متفاوت است! ما می تونیم تصمیم بگیریم که چطوری باشه. چطوری؟ با عکس العمل هامون.

نگذارید مردم روی زندگی شما تاثیر منفی بگذارند ، هنز عکس العمل می تواند بدترین شرایط را به بهترین شرایط تبدیل کند. بگذارید یک مثال بزنم:

سر میز صبحانه نشسته اید که یکدفعه دست دختر کوچک تان به لیوان چای می خوره و همش میریزه روی لباس شما. چیزی که اتفاق افتاده ابدآ تحت کنترل شما نبوده.

اما کاری که شما بعد از افتادن این اتفاق می کنید همه چیز را مشخص می کند!

شما قاطی می کنید! با عصبانیت سر دخترتان داد می زنید. او شروع به گریه کردن می کند. حالا با خشم همسرتان را به خاطر گذاشتن لیوان چای روی لبه میز دعوا می کنید و با عجله می روید بالا و لباس تان را عوض می کنید و بر می گردید پایین. اما می بینید دخترتان به خاطر گریه کردن نتوانسته صبحانه اش را تمام کند و برای مدرسه رفتن آماده شود. سرویس دخترتان می رود!

همسرتان باید سریع برود سر کار ، شما ماشین را بر می دارید تا دخترتان را به مدرسه برسانید. چون عجله دارید جایی که باید با سرعت 60 کیلومتر در ساعت حرکت کنید با سرعت 90 رانندگی می کنید. شما بعد از هدر دادن 35 هزار تومان برای جریمه سرعت غیرمجاز با 15 دقیقه تاخیر به مدرسه می رسید. دخترتان با عجله بدون خداحافظی به طرف در می دود.

با نیم ساعت تاخیر می رسید به محل کارتان اما می بینید کیف تان را فراموش کرده اید! روز شما به گند کشیده شده! و همینطور بیشتر به گند کشیده می شود!

بالاخره با خستگی بر می گردید خانه و بدیهی است که جو خانه مثل هر روز نیست و همسر و دخترتان از شما دلخور هستند و هر سه تای تان روز بدی داشته اید.

چرا؟ به خاطر عکس العمل شما هنگام صبحانه خوردن.

چرا شما روز افتضاحی داشتید؟

الف) تقصیر چای بود؟
ب) تقصیر دختر تان بود؟
پ)  تقصیر پلیس بود؟
ت) تقصیر خودتان بود؟

جواب قطعآ «ت» است. ریختن چای تقصیر شما نبود اما عکس العمل شما به ریختن چای تنها در همان پنج ثانیه روز شما رو خراب کرد.

حالا ببینید این روز می توانست چطوری باشه:

چای می ریزه روی شما. دخترتان خیلی ناراحت می شود.

شما می گویید «عیبی نداره عزیزم ، دفعه بعدی حواستو بیشتر جمع کن»

حوله را از روی صندلی بر می دارید و سریع می روید بالا ، پیراهن دیگه ای می پوشید و کیف تان را بر می دارید و سریع میایید پایین ، در همین لحظه دخترتان را از پنجره می بینید که سوار سرویس شد و برای شما دست تکان داد.

شما پنج دقیقه زود به کار تان می رسید ، به همکاران تان سلام می کنید و با نشاط و انرژی روی کار تان تمرکز می کنید.

دو سناریو مختلف ، شروع های یکسان ، پایان های خیلی متفاوت!

چرا؟ به خاطر عکس العمل شما!

اجازه ندهید اتفاق های مختلف روز و زندگی شما را مختل کند چون هر عکس العمل اشتباه می تواند ضرر زیادی به همراه داشته باشد.

به شما می گویند شاید از کارتان اخراج شوید؟

به جای اینکه عزا بگیرید و بی خواب بشید و استرس بگیرید دنبال یک کار تازه باشید. قبول دارم وقتی واقعآ این موضوع پیش بیاد کار سختیه و نمیشه فقط راجع به یه چیزی حرف زد ولی سعی تان را بکنید. خواهید دید که قوی تر و قوی تر می شوید.

هواپیما تاخیر داره؟ برنامه کاری تان را به هم زده؟

به جای فحش دادن به زمین و زمان و اخم کردن به مهمان دار ها از وقت تان برای یاد گرفتن چیز های تازه یا شناختن بقیه مسافر ها استفاده کنید. گاهی این کار ها که به نظر مسخره می آیند (مثلآ شناختن سایر مسافر ها هنگام تاخیر هواپیما) زندگی تان را طوری متحول می کنند که خودتان باورتان نمی شود. فرصت های خوب همیشه آن لحظه که انتظار دارید سر راهتان نمی آیند گاهی باید خودتان ماجرا جو باشید و آنها را پیدا کنید.

عصبانی بودن و از روی عصبانیت رفتار کردن همه چیز را بدتر می کند. مثالش را به خوبی می دانید!

حالا اصل 90 به 10 را به خوبی شناخته اید ، کاری که باید بکنید این است که با بستن این صفحه آن را از یاد نبرید و آن را در موقعیت های واقعی در زندگی تان به کار بگیرید. فقط یک بار امتحان کنید ، مثلآ در یک جر و بحث سعی کنید مثل مثال بالا همه چیز را به طرز مثبت تغییر دهید و اگر همه چیز خوب پیش رفت عین این پست فکر کنید که اگر این کار را نمی کردید چه اتفاق هایی می توانست بیفتد.

مداد سیاهی که من دارم می تواند اثر های چند صد هزار دلاری خلق کند اما من نمی توانم! بستگی داره کی چطوری ازش استفاده کنه.
اصل 90 به 10 و امثال آن می تواند بدترین زندگی ها را به بهترین زندگی ها تبدیل کند. باز هم بستگی داره کی چطوری ازش استفاده کنه.

عکس العمل شما نسبت به این پست چیه؟ ممکنه به اشتراک گذاشتنش با دوستان تان زندگی آنها را متحول یا حداقل خوشحال شان کند. همچنین نظرتان نویسنده را!



داستان یک «مشترک گرامی» و یک سو تفاهم بامزه

۱۷ ۱۲ ۱۳۸۷

فیدبرنر که مسولیت فرستادن مطالب تازه به مشترکان زنگوله را بر عهده داره یک مشکلی که داره اینه که کل مطلب را مستقیمآ از فید به ایمیل مشترک ارسال می کنه یعنی انگار مشترک شما فیدتان را از توی ایمیل بخواند. این موضوع تا وقتی مطالب انگلیسی بنویسید مشکلی ایجاد نمی کند اما وقتی مطلب فارسی باشد پست به صورت چپ به راست دیده می شود و ظاهر شلوغ و به هم ریخته ای پیدا می کند که کاربر را تشویق به خواندن نمی کند.

من ترجیح می دهم فقط لینک مطالب جدید به ایمیل مشترکین ارسال شود ولی فعلآ که اینطوری نیست هم پیشنهاد می کنم فقط روی تیتر مطلب کلیک کنید تا مطلب را تر و تمیز در خود سایت ببینید.

همونطور که می دونید تیتر مطلب قبلی زنگوله «مشترک گرامی در دیزی بازه ، حیای گربه کجا رفته؟» بود. چند روز پیش به طور کاملآ اتفاقی یک Reply از طرف یکی از مشترکان ایمیلی زنگوله دیدم.  ( وقتی کسی ایمیلی که از طرف فید برنر میاد را ریپلای کنه) چون این ایمیل ها وارد اینباکس من نمی شوند و من عمومآ اصلا نمی بینمشان.

ایمیل را باز کردم و دیدم نوشته شده:

منظور شما از اینکه برای من نوشته اید «مشترک گرامی در دیزی بازه ، حیای گربه کجا رفته؟» چیه؟ من مکاتبه ای با شما نداشته ام! اگر فکر می کنید مزاحم شما هستم من را از لیست حذف کنید.

اول دو زاریم نمی افتاد که چه اتفاقی افتاده بعد یک دفعه فهمیدم ایشون با دیدن تیتر مطلب که همان «مشترک گرامی در دیزی بازه ، حیای گربه کجا رفته؟» بود اشتباهآ فکر کرده اند که من این متن را فقط برای ایشون ارسال کرده ام و به ادامه مطلب هم توجه نکرده بودند که متوجه شوند این فقط یک پست است که برای همه ارسال شده.

تازه فهمیدم چه سو تفاهم جالبی پیش اومده و از یه طرف هم خندم گرفته بود چون نمی تونستم خودمو تصور کنم که همچین متنی را برای یکی از مشترکین زنگوله فرستاده باشم. یعنی منظورم اینه که اگر یه موقعی یکی از مشترکین کاری کرده باشه که من بخوام ازشون گله کنم هیچ وقت نمیام یک خط بنویسم «مشترک گرامی در دیزی بازه ، حیای گربه کجا رفته؟»

من هم سریعآ یک ایمیل به آقا مهدی عزیز زدم و ماجرای سو تفاهم را برایشان نوشتم. خوشبختانه سو تفاهم رفع شد و ایشون لطف کردند به من اجازه دادند که این ماجرا را برای شما هم بنویسم.

پ.ن: مشترکین ایمیلی عزیز لطفآ اگر نظری دارید خود ایمیلی که حاوی مطلب است را Reply نکنید. چون به دست من نمی رسد. می توانید روی تیتر مطلب کلیک کرده و از پایین صفحه نظرتان را بنویسید. یا از طریق فرم تماس پیغام تان را به صورت خصوصی مستقیمآ به خودم بفرستید.